بایگانی ماهانه: ژوئن 2010

برای معلمهای خود کادو نبرید

یه معلم ِ علوم دوره راهنمایی داشتم که ازش چند خاطره ی انگشت شمار برام مونده: خوشگل و چشم روشن بود، خوب درس میداد، بچه ها دوستش داشتند، من عاشقش بودم، من میخواستم مورد ِ توجه اش قرار بگیرم. برای تحت ِ تاثیر

نوشته شده در Uncategorized

ایتالیا و استقلال، دو دروغ ِ تاریخی

چهار سال ِ پیش در چنین روزهایی، من و دوست پسر، در ماه های اول ِ عشق و عاشقی بودیم و من تورم را پهن کرده بودم از هر سو. فلمثل، من نمیدونم به کدامین دلیل واهی، طرفدار ِ پرسپولیس بودم، ولیکن به

نوشته شده در Uncategorized

افه ی شتری

اولین سالی که برگشته بودم یه سفر، ایران، بسیار جوگیر بودم. خیال میکردم، چه شاخ ِ رستمی شکستم که من هم از خارجه آمدم. دائما به مادرم یادآوری میکردم که هوای تهران خیلی آلوده است، مردم بد رانندگی میکنند، روی خط ِ

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized

دیدی که رسوا شد دلم

میدونم تا الانش  با خودم جنگیدم که خودم باشم و دنبال زندگی و انتخاب های خودم برم، و هر چیزی که جامعه و پدر مادر زور کنند یا پیشنهاد بدن یا ترویج کنند رو پس بزنم. پدرم، عاشق ِ گلهای

برچسب‌خورده با: , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

نقش ِ امپریالیسم ِ جهانی در فوتبال

پریروز بازی ِ کره شمالی و برزیل بود. دوست ِ چپی ِ یونانیم که بغل دستم تو آزمایشگاه میشینه و لاینقطع تئوری های انقلابی صادر میکنه، میگفت که کره شمالی رو با برزیل انداختند که کره شمالی رو سوسک کنند

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized

سیب زمینی وار

رفته بودم دکتر، با افه ی خاصی گفتم دو ماه چین بودم، ممکنه آب آلوده خورده باشم، باید تست ِ انگل بدم؟ دکتر ِ سلیطه گفت که اوه آره حتما، تو اصلا چون ایرانی هستی، یقینا از ایران با خودت

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized

اندر احوالات ِ شجریان در تورنتو

ایرانی جماعت وقتی عاشق هنرمندی میشود، دیگه برایش میمیرد و سر و جان میدهد، پول بلیط ِ کنسرت در بازار ِ سیاه میدهد، از شهرهای اطراف پنج شیش ساعت رانندگی میکنند و لباس ِ پلوخوری اش را میپوشد، کراوت میزند و فکلش را

برچسب‌خورده با: , ,
نوشته شده در Uncategorized