اندر احوالات ِ شجریان در تورنتو

ایرانی جماعت وقتی عاشق هنرمندی میشود، دیگه برایش میمیرد و سر و جان میدهد، پول بلیط ِ کنسرت در بازار ِ سیاه میدهد، از شهرهای اطراف پنج شیش ساعت رانندگی میکنند و لباس ِ پلوخوری اش را میپوشد، کراوت میزند و فکلش را درست میکند، عجله میکند و با اضطراب به سمت ِ تالار میدود که ای وای استاد، اما به هر حال، وفتی دارند درهای سالن را میبندند و کم کم شجریان میخواهد بیاید روی سن، تازه به ضرب و زور مسئولین رغبت میکند بیاید کونش را روی صندلی ِ سالن بگذارد.

استادش که میاید روی سن، پا میشود، از روی احترام ظاهرا، و دست میزند، از خودش بیخود میشود و دست دست، انگار که مجلس ِ عروسی است. استادشان یکم سرخ و سفید میشود و میفهمد که اگر نرود روی صندلی اش نشیند، جماعت ِ ایرانی ِ تورنتو میخواهد مدل ِ دست زدن دست دستی ِ عروسی وارش را ادامه بدهد.

ایرانی جماعت، میمیرد برای استاد، و ساز و آواز و تصنیف، اما نیامده گوش کند، آمده به گوش استاد برساند که خیلی طرف استاد است و خیلی استاد را دوست دارد. در نتیجه میان ِ آواز، وقتی که استاد بعد از یک چهچه ی طولانی قرمز شده است، میبینی یک خری آن گوشه ی سالن شروع میکند به دست زدن و همه را جو میگیرد و یهو وسط ِ آواز ِ شجریان، یک کف ِ مرتب برایش زده میشود و طرف کلمه در گلوش گیر میکند که ای بابام جانا، خفه شید وسط ِ قطعه.

جماعت ِ ایرانی خبر به گوشش رسیده که استاد ِ آواز حوصله و تحملش از جمهوری ِ اسلامی سر رفته و هر جا رفته یه چیز ِ بدی هم پشت ِ سر آقای خمینی گفته، هم احمدی نژاد را دست انداخته، در نتیجه شور ِ عشق ِ جماعت چند برابر شده، و آنجای آواز که شجریان فرمود چی چی ِ ضحاک بشکنم، و میخواست کلمه ی بعدی را بگوید، جمعیت کف زدنش را شروع کرده بود و من نفهمیدم شجریان قصد دارد چه چیزهای دیگه ای هم بشکند و آوازش میان ِ کف ِ جمعیت غیب شد.

سر آخر استاد همراه شو عزیز را خواند که ابتدایش جماعت دست میزدند، مدل همراهی ِ تصنیف با ریتم. حقیقتا استادشان از درجه فهم ِ مخاطب در مورد چگونگی شنیدن ِ تصنیف ِ ایرانی خشک مانده بود. باری، جماعت دلشان میخواست برای استاد دست بزنند، همین. برای همین شجریان هم بعد از این تصنیف ِ آخر بلند شد که برود و اجازه بدهد مردم یه کف ِ مرتب بزنند، انگار با کف برای شجریان فحش به جمهوری ِ اسلامی و احمدی نژاد فرستاده اند. در این حیث و بیص کف و دست و سوت بلبلی و استاد دوستت داریم، جوانک ِ بلندبالای تپل مپلی، پرید پایین ِ سن و بوس بود که برای استاد میفرستاد و بای بای میکرد که استاد ببینه و باز بوس میفرستاد و باز مشت در هوا می انداخت و باز بوس و با هر بوسه استاد ِ ما سرخ و سرختر. آخر سر از شدت ِ دست و کف و بوس، گروه ِ نوازندگان برگشتند روی صندلی هاشان و مرغ ِ سحر را هم زندند. از خرانگی ِ جمعیت حاضر باید همین را گفت که این تصنیف را معمولا مردم همراهی میکنند و میخوانند با استاد، اینبار صدا از کسی در نیامد و فقط تا صحبت ِ شکستن ِ قفس شدن، یک دور ِ کف دیگه وسط ِ تصنیف آخرین امید برای ضبظ صدای این اجرا را به گالا گالا داد.

بعد از اجرا هم جمعیت لابد برای عکس گرفتن و بوس فرستادن، کیپ تا کیپ دم ِ درهای تالار مانده بودند تا شجریان را موقع رفتن شکار کنند. ظاهرا استاد قصد ِ خروج کرده که گله وار حمله کرده اند، اینطور شد که استاد را از در ِ پشتی فراری دادند و کم کم جمعیت از پارکینگ ِ تالار خالی شد.

این بود گزارش ِ کنسرت ِ شجریان در تورنتو.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , ,
نوشته شده در Uncategorized
35 دیدگاه برای “اندر احوالات ِ شجریان در تورنتو
  1. sayeh می‌گوید:

    من به نظرم دست زدن و اینا ضایع نبود و روال معمول بود. ولی نفهمیدم چرا ملت با موبایل‌هاشون فیلم می‌گرفتند و بی‌خیال نمی‌شدند. یعنی به جایی رسید که مسئولین سالن موبایل بعضی‌ها رو ازشون به زور گرفتند. بعد آخه این فیلم‌های آشغال بی کیفیت موبایلی به چه کارشون می‌یاد؟ به کی نشون می‌دن؟

    • دانشمند می‌گوید:

      من مخالفم. ضایع ترین کار وسط ِ تصنیف و آواز دست زدن بود. دست زدن اجرا رو خراب میکرد و منی که آمده بودم گوش بدم، راه به راه خجالت زده میشدم که چرا ایرانی بودن یعنی نمیتوانی احساساتت را حتی برای سه دقیقه تا آخر تصنیف کنترل کنی، و احترام بگذاری به اونی که آمده گوش کنه.

  2. شهر خوبان می‌گوید:

    انگار خیلی کفری شدی، اگر میدونستند پشت سرشون چی می خوای بنویسی دیگه هیچی دیگه

    • دانشمند می‌گوید:

      قبول دارم یکم کفری بودم وقتی نوشتم این پست رو و گفتن ِ کلمه ی خرانگی کار ِ سه و ضایعی هستش. ولیکن شدیدا و قویا عقیده دارم هر کنسرت و موسیقی نوع رفتار ِ خودش را میطلبه و کنسرت ِ موسیقی راک نبوده که انتظار ِ همراهی ِ خاصی از مخاطب داشته باشه !!

  3. هـ می‌گوید:

    حالا اگه ایران بود می گفتیم خب تو مملکت همه راه ها رو بستن حرف که نمی شه زد، ملت از هر فرصتی برای فریاد زدن اعتراض استفاده می کنن. ولی اونجا دیگه چرا؟ مردم شرطی شدن انگار!

  4. بهاره می‌گوید:

    متاسفانه عده زیادی از این شنوندگان اصلاً فرهنگ گوش سپردن به موسیقی ایرانی را ندارند و فقط جوگیر شده اند!

    • دانشمند می‌گوید:

      بنده هم ندارم، صرفا مشاهدات ِ شخصی بود که موسیقی شناس نیست و فقط رفته بودم که کسب ِ تجربت کنم !

  5. ali می‌گوید:

    SHUT UP

  6. محمد می‌گوید:

    این کولی بازی ها اعصاب خرد کنه.

  7. dieofgod می‌گوید:

    مرده شور موسیقی ایرانی را ببرند که غیر از افسردگی و کثافت روح هیچی نیست…عین خود مردم ایران

    • دانشمند می‌گوید:

      من خودم مرده ی موسیقی ایرانی نیستم و البته اصلا این موسیقی در مورد ِ افسردگی نیست. بعضی از تصنیف های استاد شجریان واقعا زیبا و شاداب هم هست. مردم هم افسرده و کثافت نیستند و من مخالف ِ این نوع کامنت گذاری ام !!

  8. سارا کوانتومی می‌گوید:

    تو کنسرت های ایران ولی فقط کسای میان که موسیقی سنتی رو میشناسن و خیلی کم پیش میاد که بی جا دست بزنن

    • دانشمند می‌گوید:

      بنده هیچی سررشته از موسیقی سنتی ندارم و فقط یک شنونده مبتدی هستم ولی شدیدا عقیده راسخ دارم، میون ِ تصنیف و همنوازی و تکنوازی موسیقی ضایع میشه با دست زدن ِ مردم

  9. soroosh می‌گوید:

    in harfa chie. ye joori migin engar concerte khareji naraftin. hame concert ha hamintore. pavarotti ham biad barash haminjoori kafo soot mizanan.

    aghaye shajarian ham ba elme be inke mardom dast mizanand ahang ro entekhab kard. kama inke hich kojaye dige gheyr az do ahange akhar kesi sedash dar nayoomad.

  10. آریو می‌گوید:

    ای بابا…. ایرانی جماعت ایرانی جماعت… لابد توی اونهمه فقط تو یکی چون از همه باشعورتر و با فرهنگتر بودی این کارهارو نکردی؟ یه کم کنسرت مردم دیگر دنیارو ببین. همه از این قر و فرها دارند. فقط ایرانیها که نیستن. مردم همه جا میخوان خوش باشند. ای آقا… .

  11. حامد می‌گوید:

    آقای دانشمند را نمی شناسم ولی از ظواهر امر و نوشته ایشان پیداست که نه از هنر چیزی سرش میشه، نه از احترام و قدردانی نسبت به پیشکسوتان هنر! من در کنسرت ایشان در ونکوور شرکت کردم و درسته قضیه اینقدر که آقای دانشمند شورش کرده نبود ولی دست زدن های پیاپی مردم بعد از قطعات( و نه در میان آنها) چیزی نیست جز احترام و ابراز احساسات به استاد آواز ایران. بد نیست آقای دانشمند یه سری به کنسرت های خارجیا بزنهو ببینه که چه کارایی وسط کنسرت میکنن که اینطوری هموطن های خودشو مسخره نکنه؛ من دو روز قبلش در کنسرت استینگ بودم و دیدم که کانادایی هایی که به با فرهنگی و با ادبی خودشون افتخار می کنند چه حرکات افتضاحی از خودشون در می آوردند!

    آقای دانشمند، مطمئن باش که اگر این چیز ها که شما می گویی به این شدت بد بودند، استاد شجریان در ابتدای کنسرت یادآوری می کردند که اینکار ها انجام نشود مانند تذکری که در باره موبایل ها داده شد که البته فقط برخی (که تعدادشون واقعا نسبت به جمعیت خیلی کم بود) بی توجهی کردند.

    مشکل ما ایرانیها اینه که همیشه رفتار تعداد کمی از جمعیت را به اکثریت تعمیم می دهیم و خیلی راحت ملتو محکوم می کنیم!

    • دانشمند می‌گوید:

      داداش ِ من، اولا خانوم ِ دانشمند. ثانیا، بنده هنر سرم نمیشه، احترام سرم نمیشه، چرا بهتون بر میخوره؟ ملت وسط ِ کنسرت کار ِ زشتی میکنند دست میزنن !! حالا یه عده میگن نه کار ِ خوبی کردیم !!

  12. آمينا می‌گوید:

    جالب اينجاست که از يکی دو رفتار ناپسند انتقادی می شه و در بازتاب اين کار در کامنت ها آدم شاهد شونصد تا رفتار زشته.اون آداب کامنت گذاری که می فرمائيد را مکتوب کنيد تا ما هم استفاده کنيم

  13. maziar می‌گوید:

    خانم دانشمند اگر راستشو بخوای, وقتی متن تو و کامنتهای دوستان را خوندم خیلی دلم گرفت. من در اینجا و در ایران در چنین کنسرتهایی بودم و از اتفافاتی که شما و دوستان در این کنسرت صحبت می کنید پیش نیامده. فکر می کنم برگزارکنندگان و دست اندرکارن کنسرت نقش مهمی را بازی می کنند.

  14. کورش می‌گوید:

    دقیقا موافقم … وسط اون اواز گرز فریدونی کشم ظاهرا تو همه ی کنسرت ها دست زدن و حقیقتا من نفهمیدم که چه می خوند به خاطر دستای مردم… همینطور وسط بقیه چیزا مثلا دف زدن اون بدبخت تا شروع کرد دف بزنه ملت دست زدن اصن معلوم نبود واسه چی (تو همین کنسرت 3 روز پیش تورنتو رو می گم) ….. تازه بعدش رو نگفتی که ملت چی کار می کردن که شجریان اومد بیرون ، من دو نفر رو دیدم که داشتن دستش رو هم می بوسیدن که به نظر من کار خیلی جالبی نیست ، من خودم باهاش دست دادم ولی با بوسیدن مخالفم… زنا بماند حالا که با چه آب و تابی بغلش می کردن ها هاها … البته من انتقاد نمی کنم ، ولی مردم یه خورده خیلی احساساتی می شن

  15. ماچک پشتی می‌گوید:

    عده بسیار زیادی هم اشک افتخار جسارت استاد و محتوی اشعار برگزیده ایشان را می ریختند.
    آز اینکه انتقاد کرده ای درست…. ولی تامل بایدش
    از فداییان استاد

    • دانشمند می‌گوید:

      من اتفاقا اینجا تند تند مینویسم تا مردم منو مجبور به تامل کنند با کامنت نوشتن.
      تا یادم نرفته بگم، تو رو خدا در زندگی فدایی ِ کسی نباش

  16. نیم نگاه می‌گوید:

    این وضعیتی که شما گفته اید می تواند تحلیلی جامعه شناختی داشته باشد. با توصیفاتی که شما کرده اید می توان گفت که کنسرت شجریان برای کسانی که به آن جا آمده اند کارکردهایی غیر از «گوش کردن به موسیقی فاخر» داشته است و بعید می دانم مردی به هوشمندی استاد شجریان از این موضوع غافل باشد (و مگر برای او که یک ایرانی است، ساز و آواز فقط کارکرد هنری داشته ؟! رواضح است که پاسخ منفی است).
    برای مخاطبان آن کنسرت، آن جا محلی برای گردهمایی، پیوند با اجتماع هم ملیت و احساس یکپارچگی با هویت فرهنگی شان، زنده کردن غرور در هم شکسته شده در سطح جهانی، نمایش گرایش و ترجیحات سیاسی شان از این تریبون وقتی رسانه ای برای بیان خودشان ندارند و …. بوده است. «شجریان» نمادی است که می شود گرد او آمد و چیزهای دیگری غیر از موسیقی هم دریافت کرد. حتی در داخل ایران هم چنین است، حضور در کنسرت ایشان در ایران علاوه بر این ها حتی واجد معانی چون نمایش پایگاه طبقاتی و سرمایه فرهنگی نیز است.

  17. زنده باد آزادی، مرده باد دیکتاتوری می‌گوید:

    همین که می بینم استاد شجریان پته دیکتاتور رو می اندازه رو آب کلی حالتون گرفته شده ، حال کردم. همین کافیه، ملت می دونن چه خبره نمی خواد شماها با این اداهای خنده دارتون دیگران رو خراب کنین، داداش آخر کار تفکرتونه فکری برای پیدا کردن یه تفکر انسانی کنین

  18. محمود می‌گوید:

    می خواستم چیزکی بنویسم درباره کنسرت دیشب که دیدم همه آن چیزها را شما اینجا گفته اید و همه خرانگی جمعیت ایرانی به قوت بعد از دو سال باقی است. همین نوشته را دوباره همخوان می کنم!

  19. کورش می‌گوید:

    اون بی شعور رضا مریدی فکر کرده مردم احمقن نمی فهمن داره از استاد استفاده تبلیغاتی می کنه. همین اقای به ظاهر دیکتر مریدی تو کنسرت سه سال پیش کجا بود. که حالا میاد هم باید اسمش برده بشه هم نشان دولت انتاریو بده و 4 تا لوح مسخره. با اون میان برنامه ی مسخرشون و اون یارو مجری برنامه که هی خود شیرینی می کرد از arya entertainment یا اون یکی دیگه که انگلیسی صحبت کردنش مث چی لهجه فارسی داشت ، فارسی صحبت کردنش لهجه انگلیسی … واقعا کلاس کنسرت رو اوردن پائین. متاسفم برای ملت ایران که اسطوره هاشون رو اینطوری مصرف می کنند

  20. دلارام می‌گوید:

    این دوستانی که هی میگن توی کنسرت های خارجی هم اینطوریه واقعا به اندازه کافی کنسرت نرفتند. شما استینگ و کنسرت های راک رو با شجریان مقایسه می کنید!؟؟؟

    من تا حالا ندیدم وسط یه پرفورمنس حرفه ای و قطعه موسیقی ملت یهو شروع کنند به دست زدن، مگر در مورد رقص. وسط آواز کسی آخه آدم دست میزنه که احترامش رو به استاد نشون بده؟ (((: خیلی خنده داره واقعا.

  21. کورش می‌گوید:

    همینو بگو فک کنم ایرانیها همیشه منتظر رقصند :))
    دانشمند، به نظر من تو باید راجع به کنسرت همین شنبه هم دوباره یک پست بنویسی که حداقل یه جائی یه چیزی ثبت بشه که چجوری سوئ استفاده شد از شجریان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: