افه ی شتری

اولین سالی که برگشته بودم یه سفر، ایران، بسیار جوگیر بودم. خیال میکردم، چه شاخ ِ رستمی شکستم که من هم از خارجه آمدم. دائما به مادرم یادآوری میکردم که هوای تهران خیلی آلوده است، مردم بد رانندگی میکنند، روی خط ِ عابر ِ پیاده وای نمیستند و دائما افه ی شتری می آمدم که من از خیابون ها نمیتونم رد بشم. قیف ِ لاینقطعی داشتم که oh my god  این گاومیش ها چرا اینقدر بد رانندگی میکنند و بوق میزنند و راه نمیدن. اینور اونور ابراز ِ ترس میکردم از زندگی در تهران. لابد ته لهجه هم داشتم.

بعدها که هی رفتم و آمدم و عادی شد، یاد گرفتم که اینقدر تحت ِ جو نباشم و بدانم من تا آخرش ایرونی ای هستم نالوطی، که سعی میکنم خودم رو یه گوشه دنیا گم و گور کنم و به فراموشی بزنم، ولیکن، هر سال برمیگردم مملکتم. و در ضمن، توانایی رد شدن از خیابون های پت و پهن ِ پر ماشین ِ بدون چراغ، مثل ِ دانستن ِ دوچرخه سواریه و کسی یادش نمیره، و این ریه به هوای سرب دار عادت کرده و اگر هم بخواد آلرژی بگیره و آب از چش و چالش بیاد، علم ِ پزشکی میگه باید در محیط ِ جدید بیاد (و شواهد ِ تایید کننده اش اینکه بنده بعد از چند سال، تازه اینجا مفتخر شدم به آلرژی داشتن، دکترا عقیده دارن بدنم عادت نداره به آب و هوای این مملکت)، اینها را گفتم که مسافران ایران از خطا کرده درس بگیرن و خودشان را ان نکنند با تکرار ِ oh my god

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized
10 دیدگاه برای “افه ی شتری
  1. kamyar می‌گوید:

    دانشمند جان من مشکلم OMG نیست! مساله اینه که بنده دیگه هوای گرم رو نمیتونم تحمل کنم! به نظر شما که یه دانشمند کار شناس هستید این هم توی همون دسته «شتر» و اینا طبقه بندی میشه؟

  2. ساجده می‌گوید:

    شما که خوبی ، بعد از یه سال یه کم شتری گرفتی!
    ما بعد از یه هفته شتری گرفتیم!!!! هی پیف و اخ میکردیم
    حتی به این نتیجه رسیدیم که دیگه اینجا موندن نداره !! اما هنوز اینجاییم !!!! LOL

  3. ali می‌گوید:

    سلام

    امروز داشتم توی » گوگل » دنبال یه مقاله میگشتم ، از بس که
    این سایت های تبلیغاتی رشد کرده ، خسته شدم و سرو کارم
    افتادبه جستجو در بلاگفا و وبلاگ شما ور در نهایت به اینجا تو وردپرس
    رسیدم با اینکه رشتم کامپیوتر هست و روزی 4 – 5 ساعت توی
    نت هستم فکر کنم آخرین باری که یه کامنت گذاشتم 5 سال پیش تو
    پرشین بلاگ بود ، خیلی با ادبیات نوشتنت و احساساتی که تو
    کلمه هایی که به کار میبری احساس نزدیکی کردم ،
    وبلاگت رو بوک مارک کردم تا هر از گاهی به این حسی که
    امروز تجربش کردم سر بزنم آرزوی موفقیت دارم
    برات ، امیدوارم هرجا هستی پیروز باشی

    • دانشمند می‌گوید:

      ای ول، آدم هم چین خواننده هایی رو اینطوری الله بختکی پیدا کنه، شانس ِ عظمی آوورده

  4. شهر خوبان می‌گوید:

    جالبه ولی من از وقتی اومدم اینجا بیشتر از کلمات عربی استفاده می کنم
    (نکته :هیچ عربی هم دورو برم نیست که روی صحبت کردنم تاثیر بگذاره)

    نکته ی بعدی با دوستامون هم یک لهجه ضایع درست کردیم که هر کی صحبت کردنمون را می بینه می گه ببخشید تو کدوم منطقه ی ایران این طوری صحبت می کنن

  5. ن.د می‌گوید:

    سلام سیب زمینی

  6. عارف می‌گوید:

    عالیییییییییییییی
    ولی خوش میگذره ! من از اون ور افتادم فکر کنم، از بس میترسم که اینجوری بشه ، سعی میکنم کسی نفهمه کجا رفتم و اومدم!! حالا همه فکر میکنن آب زیر کاه و مرموزم!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: