برای معلمهای خود کادو نبرید

یه معلم ِ علوم دوره راهنمایی داشتم که ازش چند خاطره ی انگشت شمار برام مونده: خوشگل و چشم روشن بود، خوب درس میداد، بچه ها دوستش داشتند، من عاشقش بودم، من میخواستم مورد ِ توجه اش قرار بگیرم. برای تحت ِ تاثیر قرار دادن ِ این معلم که آن دوره ظاهرا نقش مهمی در زندگیم بازی میکرد و الان اسمشم یادم نمیاد، استراتژیم خر زدن ِ بسیار بود، تا بیست های نادر ِ من رو در علوم ببینه، و سوالهای هوشمندانه ی من رو بشنوه. هیچ قضاوتی ندارم که آیا موثر بود یا نه.

باری، وقتی که دیگه ما دوره ی راهنمایی بودیم، دیگه تعداد معلمها زیاد شده بود و روز ِ معلم (دوازده اردیبهشت) کسی کادو دست نمیگرفت برای همه ی معلمها بیاره، مگر اینکه کو.ن لیس ِ عظمایی بود. به همین ترتیب، من هم از کادو و کادوپیچی و این اطوارها معاف بودم و مادرم هم چند تا اسکناس در جیبش بیشتر داشت. ولیکن یکی از بچه ها که داداشهای قلچماقش تو خونه یه گلخانه ی حرفه ای داشتند، یه بنفشه ی آفریقایی ِ مینیاتوری تو یه سرپوش ِ شیشه ای برای معلم ِ علوم کادو آوورد و با طمتراق (؟) رفت اون بالا، داد، توضیح داد که هوا چه طوری میره تو شیشه و چه جوری باید آبش داد و گفت که داداشاش تو خونه پرورش میدن اینها رو و این بنفشه مثل ِ یک تیکه بهشت در دست ِ معلم میدرخشید، و معلمه بسی ذوق کرد و بیست تا سوال پرسید و دوست ِ کذامون رو بیست دفه بوس کرد…. من در رقابت ِ عشق ِ معلم ِ علوم جا موندم.

ولیکن من دانشمندم، رفتم خونه، به مامانم گفتم که چه نشسته ای، همه گل آوورده بودن برای معلم ِ علوم و من هیچی نبردم، یااالله من میخوام بنفشه ببرم براش. دیگه نگفتم که قضیه ی بنفشه از کجا آب میخوره. مامان هاج و واج گفت که لازم نکرده، بیخیال، ولیکن من خودم راسا، پول تو جیبیم رو برداشتم بردم یکی از گل فروشی های شهرداری که یه فضای بازی بودند با گلخانه های بزرگ و اصولا توسط ِ افغانی اداره میشدند، صد تومن دادم و دستور دادم یه بنفشه زردنبو رو تو یه گلدون ِ یوقور ِ گلی بکارند و آمدم منزل. بعد از این شاهکار هر چی نگاه ِ این بنفشه ی خودم میکردم، هر چی با اون گل ِ کوچولو تو اون گلدون ِ مینیاتوری ِ صبح مقایسه میکردم، میدیدم ضایع است این گلدون بشکه. رفتم یه کاغذ کادوی زرد ِ براق برداشتم و گلدون رو با کاغذ پوشوندم که معلوم نشه گلِیه. ماحصل بسیار بدترکیب شد.

باری، روز ِ موعود فرا رسید و من به علت ِ اعتماد به نفس ِ ضایعم و اینکه به نظرم بنفشه ام خیلی بی ریخت بود و گلدونشم خیلی بزرگ و سنگین بود و به دانه  گل ِ پژمرده تو یه گلدون ِ خیکی هیچ زیبایی ای نداره، کادوم رو نبردم مدرسه، و عوضش برای باقی ِ نوجوانیم با اون دختری که بنفشه ی مینیاتوری داده بود دشمن شدم.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

نوشته شده در Uncategorized
1 دیدگاه برای “برای معلمهای خود کادو نبرید
  1. عارف می‌گوید:

    خوب کاری کردی در هردو مورد 😉

    یه حس بدی داره واسم اون موقع ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: