ژانر شناسی: ازدواج ایرانی

یک ژانر شناسی کوچولوی مغرضانه برایتان انجام بدم… هست آدمی که چند تا دوست دختر را در ایران میخواباند در آب نمک، به مثال ِ ترشی ِ لیته، گذاشته آن گوشه برای خودش باشه، هرازگاهی ای-میل ِ کوچولویی میزنه، که طرف ندا را داشته باشه که فلانی در کشور رویایی ِ کانادا منتظرش هست. ای-میل را به همه شان میفرستد و مواظب است روابطش تو صفحه ی فیس بوک برملا نشود. خودش از پارتی کردن و مسکر و منکر هم کم نمیگذارد، اصلا آمده مملکت ِ فرنگستون برای رشد و تعالی ِ کبدش… نوش ِ جانش البته.

ژانر که بگویم اینکه یکی دو سالی که میگردد بین ِ دخی های ایرانی ِ مقیم ِ تورنتو، میبیند که در و داف زیاد است، اما به مثال خرما بر نخیل… گیرش نمی آید، یا اگرچیزی هم نصیبش میشود، گاهی با یه قهوه ی ساعت ِ شیش عصر، کار به قهوه زیر ِ ملافه میکشد تا خود ِ صبح، اما باز که خوب نگاه میکند، میبیند که این قهوه خوردن ها برایش زن و بچه نمیشوند. اصولا این ژانر زن ِ ترگل ورگل میخواهد، که دست عمله ی دیگه ای بهش نخورده باشد. خوب میگردد و میبیند که نه خیر، بانوان ایرانی، از خودش بیشتر شلنگ تخته انداخته اند و اگر مریم عذری میخواهد، برود از ایرون بیاورد به صرفه تر است. دارم عرض میکنم، اینها ژانر است، میدانم شما اینطور نیستید، خواننده ی مذکر ِ حساس ِ من.

اینطور است که ژانر ِ داستان ِ ما، سیخ و سیخ به دوست دخترهای ایران میزند که شما بیکاره ها، قصد ِ ادامه ی تحصیل ندارید؟ برایشان پذیرش و بورس و مخ زنی جور میکند، و حواسش است تخم مرغ هایش را در سبدهای مختلفی بگذارد. هم آن سفید برفی ِ آفتاب مهتاب ندیده را حمایت کند، هم آن دراز ِ بیقواره ی خرخون را، هم آن یکی که بابایش پول و پله داره اما مخ ِ خودش تاب دارد. این ور و آن ور به دوست هایش میگوید که کاش سفید برفی بیاید که عاشقش هستم و میگیرمش تا بیاد، آن دراز ِ بیقواره را فقط برای رفع ِ کسالت ِ مزاج میخواهم و موقتی است، آن خپله ی پدرپولدار رو اما باید گرفت و طلاق داد اگر پایش به اینجا رسید.

بعضی از شخصیت های تیپیکال ِ ایرونی، دوست دختر یا زنشان در آستانه ی آمدن هستند، و مانده اند سابقه ی مالاندن و چلاندن دخی های اطراف را چگونه پاک کنند. از حذف ِ فیزیکی دوستان  ِ دختر شروع میکنند تا قطع رابطه.  وضعیت ویزا و اقامت و مهاجرت طرفشان که قطعی میشود، ناگهان اعلام میکنند که عشق ِ زندگی شان دارد میآید. لاینقطع خط و نشان برای زندگی میکشند که من این دختر را از سال ِ فلان ِ شمسی میخواستم و بالاخره داره میاد. میگیرمش اصلا. نگاه که میکنی، در زن ِ آینده شان یه خصیصه میبینند که از بقیه جداش میکنه: فقط دست ِ خودشان به دخترک مالیده شده. همین. در ذهنشان پرورش میدهند که دخترک فرشته است و آسمانی.

آن گروهی که قبل از آمدن به فرنگستون عرضه ی همچین ترشی بار گذاشتن هایی نداشتن، جفتگ و چلنگشان را انداختند، قائمکی یه سفر ایران میروند و خبرت نمیکنند. سفر ِ بعدی که میروند میبینی با مادمازلی آمدند، با باسنی فربه و موهای افشان و لبهای کلفت و آماده ی زائیدن. میاورند زنشان را، دامن کوتاه پایش میکنند، ماتیکش را پررنگ سفارش میدهند، میبرند در مهمانی ها که نشان بدهند که روشن فکرند تا خاطره ی زن از ایران آوردن را بزدایند.

شما رگ ِ گردنت را کنترل کن، این یک گروه ِ شخصیتی است که اینجا دیده ام، شما به خودت نگیر. اگر هم رفتی از ایران زن گرفتی، خوب شما حتما داستانت فرق داشته. ربطی به این مشاهدات من نداشتی… هر کس برای خودش یه داستانی داره. بنده نقال هستم نه قاضی

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , ,
نوشته شده در Uncategorized
15 دیدگاه برای “ژانر شناسی: ازدواج ایرانی
  1. جلیل می‌گوید:

    دانشمند جان کاشکی در مورد ژانر دحترهای ایرانی اینجا هم چیزی مینوشتی

  2. SMM می‌گوید:

    کارت حرف نداره

  3. هـ می‌گوید:

    منم این ژانر رو دیدم

  4. مهندس بانو می‌گوید:

    منم با این ژانرهای از فرنگ برگشته زیاد برخورد داشتم… ماشالله همشون هم اعتفاد دارن هیشششکی دختر ایرونی نمیشه !!! و چقدر هم به راحتی میشه تمام تناقض های برخورد با دنیای مدرن و از اون طرف عقاید رسوب شده ته ذهنشون رو تشخیص داد… بعضی وقتا خودشون هم نمی دونن که واقعا دنبال چی هستن .

    • دانشمند می‌گوید:

      اوه، آره نکته ی دیگه این ژانر شخصیتی اینه پر از تناقشن: مثلا: میگن چرا این مملکتِ ایران آزاد نیست؟ چرا عرق و رقص و بزن بکوب توش نیست؟ بعد میپرسی با گی و لزبین موافقی؟ میگه اه اه، نه ، مرده شور ِ ترکیبشون رو ببرن، به اینها نباید حق ِ ازدواج و بچه دار شدن داد. یعنی در همه چیز محافظه کار و سنت گران. ولی لاینقطع ناله میکنن آزادی کجاست تو ایران؟ پدرت درست، مادرت درست، آزادی میخوای بالاخره یا نه؟ قیمتش رو هم بده و همه رو یاد بگیر تحمل کن.

  5. نسیم می‌گوید:

    بعضی دختر هایی که فقط برای رفتن به فرنگستون حاضر به ازدواج با چنین موجوداتی هستند بسی جالب ترن. البته نمیشه زود قضاوت کرد. البته که مردم مشکلات بی انتهای خودشون را دارن.

    • دانشمند می‌گوید:

      واقعا دوستی ندارم و آدمی رو از نزدیک نمیشناسم که شوهرش آوورده باشدش خارجه. اونها هم داستان ِ خودشون رو دارن لابد. ولیکن کسی رو کلا تا دیروز نمیشناختی ،ولی یک دل نه صد دل عاشقش بشی که ببرتت فرنگ… شخصا احساس خطر میکنم برای همچون ازدواجی.

  6. مرد ايرونى می‌گوید:

    مى خور كه حافظ و مرد ايرونى
    چون نيك بنگرى همه تزوير مى كنند

  7. خود ........ارضایی می‌گوید:

    خیلی پست ریز بینانه یی بود / دقیقا من چند موردش را دیده ام که پسرک پاشده رفته خارج از کشور و قبل از رفتن با تمام دوست های دختر ایرانی اش عین وصله های دست و پاگیر خداحافظی کرده و در ِ دوستی و رابطه را بسته است با همه شان به کل و بعد از مدتی که انجا دل تنگ و دل گیر شده و دیده کسی که می خواد گیرش نمی اید و نمی شود / پا پس کشیده و یکی به یکی با همه دختر های وطنی ِ جامانده ارتباط برقرار کرده و دقیقا به قول شما شروع کرده به فرستادن ِ فایل راهنمای پذیرش تحصیلی در خارج از کشور برای تک تکشان / بلکم کسی برود و نجاتشان دهد !
    بعد هم ادعا، پای حرف هم که می شود مدعی هستند از سر نجابت و پایبندی یاد دوست دختر های قدیمشان افتاده نه پیسی و بی محلی دخترکان ِ ایرانی ان ور آب !

  8. shaghayegh می‌گوید:

    oon ghesmatish ke dokhtaraye iran aftaab mahtaab nadide an, ye kam ghalate faghat.

    • دانشمند می‌گوید:

      درست، به تصور پسرهای اینجا لابد آفتاب مهتاب ندیده اند. وگرنه شما صد در صد درست میفرمایید

  9. اميد می‌گوید:

    ها ها!! اين پست باحالى بود! براوو خانم دانشمند!! همانطور كه گفتى اكثر ايرانى ها خارج از كشور «روشن فكر» هستند. برى همين هست كه خونه هاى بزرگ و مجلل ميخرند بعد برى اينكه پول برقشون زياد نشه درجه حرات سيستم تهويه رو در زمستون در حد اقل قرار ميدند طوريكه آدم يخ ميزنه و بايد زير شيش تا لحاف بخوابه. از ديگر لوازم روشن فكرى هم اينه كه طرف يه BMW گنده ميخره بعد موقع بنزين زدن شيش تا چهار راه رو زير رو رو ميكنه ببينه كدوم پمپ بنزين 3 سنت قيمتش ارزون تره. حالا به اين اون داستان آوردن زن از ايران هم اضاف كن و مجموعه كم كم داره كامل ميشه..

  10. kamyar می‌گوید:

    لایک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: