اعجاز ِ فیفا

مادر جانم صبحی زنگ زد و گفت که چهار سال پشتکار ِ خستگی ناپذیرش جواب داده و سفارت ِ کانادا برای بار چهارم درخواست ِ ویزای مادر ِ بی آزارم رو رد نکرده و خلاصه والده ام به زودی برای سرکشی به زندگی ام به دیار ِ کانادا می آید. احساس میکنم باید خونه زندگی ام را موقر و مقبول جلوه بدم، تلویزیون ِ سیزده اینچی که گوشه اتاقه و سیم برق و آنتن نداره  و صرفا برای دکور استفاده میشه رو با یک ال-سی-دی ِ دلفریب عوض کنم. یک ماکروفر بخرم که مادرم شوکه نشه هنوز که هنوزه رو گاز غذا گرم میکنم، بالکنی را از حالت ِ انباری در بیاورم و انباری ِ کنار ِ دستشویی را که شده رخت چرک خونه مرتب کنم. تصور میکنم اگه پیژامه های دوست پسرم را هم از گوشه کنار خونه جمع کنم، مادرم را کمتر شوکه خواهم کرد.

دوست پسرم حالت ِ مرددی دارد که نسبتش با این قضایا چیست. آیا باید بشتابد به فرودگاه و دست ِ مادر ِ دوست دخترش رو بوس بوس کند، یا تظاهر کند که نمیخواهد مزاحم ِ مادر و دختر بشود، یا کما فی زندگی مان در ایران، بشیند با مادرم فوتبال ببیند و مثل ِ اون موقع ها با مادرم رجز ِ پرسپولیس و استقلال بخواند، و از اخلاقیات من و پدرم با مادر ِ من غر بزنند که گیر چه قومی افتادند، یا نه… به هر حال، در این حیص و بیص، دوست پسر صرفا اظهار ِ نگرانی میکند که میترسم مامانت هم مثل ِ خودت اهل ِ فیفا بازی کردن در پلی استیشن * از آب در بیاد و نه تنها من باید منتظر بشم تو بازیت تموم بشه، تازه باید نوبت به مادرت هم بدهم. خلاصه نگرانی ِ ذهن دوست پسرم ظریفند و از آن سو قند در دلش آب میکند که آخ جون مامانت رو ببر تورنتو من بتونم یه مدت فیفا بازی کنم.

* داستان این فیفا و پلی استیشن طولانیه، خلاصه کنم اینکه دوست پسر، پونصد و اندی دلار پول ِ یه جعبه داد که باهاش فوتبال بازی کنه و تنهایی هایش را در نبود ِ من جبران کنه. بعد من از چین برگشتم و اعجاز ِ فیفا رو کشف کرده و معتادش شدم. شبها ابتدا آقای الف خواهش میکند که یک نوبت به اون هم بدم بازی کنه و موفق نمیشه، و یک ِ صبح، آقای الف است که التماس میکند، خاموش کن بیا بگیر بخواب، و دانشمند است که به حالت مسخ شده، پاس سر ضرب میدهد به کاکا و رئال ِ مادرید را قهرمان میکند.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: ,
نوشته شده در Uncategorized
6 دیدگاه برای “اعجاز ِ فیفا
  1. هـ می‌گوید:

    دانشمند دست طلایی امید تیم مایی…
    دانشمند چیکارش کرده…سولاخ سولاخش کرده…

    چشمت روشن 😉

  2. نسیم می‌گوید:

    در حال اقداماتی برای اپلای کردن در دیار کفر هستم! چیزی که سستم می کنه و انگیزم را ی گیره، تنهایی زندگی کردنه. نمی دونم از پسش بر میام …؟
    نوشته هاتون حس خوبی برای ادامه ی کارهام بهم میده. موفق باشی

    • دانشمند می‌گوید:

      هه، بذار یه مدت تنها زندگی کنی، تا بفهمی که حریم ِ خصوصی و تنهایی چه نعمتیه که ما در دوران ِ جوانی ازش محروم بودیم !

  3. - می‌گوید:

    به نظر من پی ای اس بهتره از فیفا، البته من مدتهاست بازی نمیکنم چون بازی کردن توانیایی مالی میخواد تا اندازه‌ای.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: