مادر در کانادا

مادرم رو تو شلوغی فرودگاه پیدا کردم. طفلک شروع کرد به دویدن به سمت من. چه قدر برای دیدن ِ من تلاش کرده بود.

خونه ی من شیش در چهاره، بدون اتاق، با یه آشپزخونه ی یک نفره، با یه تلویزیون سینزده اینچ ِ بیقواره ی بی آنتن. جا تنگه و میترسم دل ِ مادرم بگیره تو این چهاردیواری. مادرم تمیزی آپارتمانم را پسند نکرده و خودش دست به کار شد و افتاد به جان در و دیوار و سابید و سابید. من هم هی غر زدم که بابا تمیزه، خوبه، ول کن. ولیکن انگار آمده که ریشه این شلختگی ِ زندگی من را بکند، بندازد تو آشغالی. مادرم با ذوق تمام ِ پیازداغ ها و سبزی قورمه هایش را نثارم کرد. سی جور تخمه و پسته و سبزی معطر از چمدونهایش بیرون زد. دو جور لواشک، دو جور باقلوا، چندین بسته گز… انگار تواضع شعبه پارک ِ ساعی را در این دو تا چمدون کوچولو جا داده باشند. هی بیرون آمد، هی انبار شد، هی بیرون آمد، …روز اول قورمه سبزی ای خوردم، که میخواستم از خوشی پای قابلمه اش گریه کنم. باور کنید گوشه ی چشمهام برای قورمه سبزیه اشک شوق جمع شده بود.

نه اینکه خوشی ِ من از دیدن ِ مادرم به دیدن قورمه سبزی محدود شده باشه، اینقدر آدم سحطی نگری نیستم. صرفا خیلی شنگولم: خانواده دار شدم و بعد از مدتها مادری بالای سرمه که حواسش به من هست، و قربان دردانه دخترش میره و من قند در دلم آب میکنم که به به لوس شدم. باری، الان آمدم دفتر ِ کارم که مثلا کار کنم، استاد جان را ببینم و زنگ بزنم کمپانی موبایلم که خشتکشان را بکشم سرشان*، وبلاگم را بنویسم و بذارم مادرم هر چه بیشتر زندگی ام را عوض کند.

* موبایلم در ولایت ِ شیطان بزرگ کار نمیکرد، اجنبی ها دو تا شبکه را بلد نیستند به هم وصل کنند، ادعای جهانخواری شان هم میشود.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized
7 دیدگاه برای “مادر در کانادا
  1. دارچین می‌گوید:

    دانشمند جان خیلی تو دل برو می نویسی دیشب کلی از پستهایت را خواندم و تنهایی خندیدم و امشب وبلاگت را به همسرم معرفی کردم باز دو نفری نشستیم به خواندن و خندیدن بخصوص در مورد بحث معماریت

  2. Mehran می‌گوید:

    cheshme shoma roshan 🙂

    For you cell phone, I think you have to enable roaming on your device (you should find something like «Home Network Only» and disable it in your phone network settings). It is disabled by default to prevent roaming charges…

  3. عارف می‌گوید:

    عزييييزمي ، منم كلي دلم خواست !! من با اينكه ايرانم ، يه 3 -4 سالي هست دور از خوانواده ام و دلم لك زده واسه دسپخت مامانم !!
    اينو خوندم كلي حال كردم . جاي منم خالي كن
    قدر اين روز ها رو هم بدون ، كه همش رفتنيه

  4. fifi می‌گوید:

    jane khodam midoonam chi migi,manam mamanam alan too baghalame.

  5. باراکا می‌گوید:

    دانشمند جان آخه فکر من بیچاره که مادرم رو از دست دادم و در خواب هم همچین چیزی واسم پیش نمی آید روهم می کردی که شاید حسودی کنم 😦

  6. غزال زرگرامینی می‌گوید:

    شما واقعاً شیرین، امیدوار، صادقانه و پاک می نویسید. من خوشحال شدم که وبلاگ شما را پیدا کردم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: