درد ِ خماری ؟=؟ غنج شادی

یکبار دوستی رفته بود ایران برای گشت و گذار ِ تابستانه. ملت حساب کتاب کردند ساعتی که این رفیقمون میره سرش رو بذاره رو بالش بخوابه، روی فیسبوک شایعه کردند که به به آقای فلانی، ازدواجتون رو تبریک میگیم، و یکی یکی ملت بهش تبریک دادند، طوری که از بین سیصد تا دوست تو فیسبوکش، هفتاد هشتاد نفر جدی جدی به طرف تبریک عروسی دادند و شادباش گفتند، یه عده متعجب که آقا، تو یهو چی شد زن گرفتی، با این حال مبارکه. یه عده اسم ِ عروس رو پرس و جو کردند و خلاصه تا به وقت ایران رفیق ِ شفیق ما بیدار شد، در کانادا دومادش کردند و حجله هم بردندش و اسم ِ عروس رو هم گذاشتند «سارا» خانوم.

صبح هم آقای فلانی دیر از خواب پا شد و بالاخره که از تمام فیلترهای جمهوری ِ اسلامی خودش را نجات داد و آمد دید که روی فیسبوک، دیوارش از تبریکات ِ دومادی اش، خط خطی شده و دوست و آشنا و دختر و پسر برایش خوشحالی کردند و دخترهای دوشیزه هم در خماری اش فرو رفتند. خلاصه ی کلام اینکه گشتیم وگشتیم و شروع شایعه را از شیخی در بلاد واترلو یافتیم که کل ِ ملت روی فیسبوک رو اسکول کرده بود. رفیق ِ دوماد شده ی ما هم خودش را به تب وتاب ِ زیادی ننداخت و طی ِ پیامی به همه ی دوشیزگان اعلام کرد که نه خیر، هنوز هم در بیزینس است و دوستان امیدوار باشند و قضیه فیصله پیدا کرد.

این شایعه ی مرگ ِ آیت الله جنتی هم، دل ِ ملتی را شاد کرد به طوری که دوست پسرم به من تلفن زد و با صدایی که از هیجان و شادی میلرزید گفت، جنتی سکته کرده، رفته تو کما. من هم به خاله و مادرم اعلام کردم و آنها هم دلشاد شدند و خدای را سپاس گفتند و بهم دیگه تبریک دادیم. اما خوشحالی ِ ما چندی دیر نپایید و همونطور که داماد دروغین صبح از خواب بیدار شد و یه عده را خمار کرد، جنتی هم سر و مر و گنده، ایام به کام، در خدمت ِ همه ی ما حاضر است.

احساس میکنم کاش اصلا شاد نشده بودم، این درد ِ خماری اش، بیشتر از غنج ِ شادی ِ دیروز بود.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , ,
نوشته شده در Uncategorized
15 دیدگاه برای “درد ِ خماری ؟=؟ غنج شادی
  1. sh-sh از شیراز می‌گوید:

    سلام خدائیش شماها اونور دنیا این خبرهارو از کجا میشنوید که ما توی ایران نمیشنویم در هر صورت جمله آخریت حرف نداش راست گفتی

  2. narciss sohrabi می‌گوید:

    من هم دیروز پیش یکی از دوستان بود ، تلفن پشت تلفن که جنتی مرده و یک ملتی خوشحال هستند ،برام جالب بود به کجا رسیدیم که از خبر مرگ خوشحال می شیم ولی آخه نمیشه اسم این موجود رو انسان گذاشت و….
    امروز حسابی خورد تو پرمون و حسابی کش اومدم. کاملا درکتون می کنم:-)

  3. sh-sh از شیراز می‌گوید:

    دانشمند عزیز میخواستم بدونم از وبلاگ شما میتونم استفاده کنم و یک نامه بسیار زیبا و آموزنده ای که یکی از هنرمندای خوب کشورمون برای همسرش نوشته رو برای خواننده هات بنویسم ؟

    • دانشمند می‌گوید:

      راستش این وبلاگ یکم شخصی و دیوانگی های خودمه، اجتماعی و سیاسی و غیره نیست. و من اصلا از کس ِ دیگه اینجا چیزی نمیذارم. شرمنده.

  4. هـ می‌گوید:

    بابا این مانور بود، میخواسن ببینن ملت آمادگی برپایی سور و سات چنین حادثه فرخنده ای رو دارن یا نه، ما باید فرهنگ انتظار داشته باشیم 😀
    البته بنده کاملاً معتقدم که نباید از شنیدن خبر مرگ هیچ انسانی خوشحال شد، فقط هرچی فک می کنم می بینیم این یارو هیچ رقمه نمی تونه انسان باشه
    همین که یه ملتی از شنیدن شایعه مرگش از خوشحالی به عرش رفتن براش بسه اگه بفهمه که نمی فهمه!

  5. kamyar می‌گوید:

    به حول و قوه الهی به همین زودی ها، این مناسبت فرخنده رو به هم تبریک میگیم!

  6. مهندس بانو می‌گوید:

    بلاخره مرگ که مفری نداره !

  7. دارچین می‌گوید:

    همون شایعه اش هم شیرینه ولی خودمونیما انگار عزرائیل هم از …. میترسه دیگه عزرائیل و خدا رو هم از رو برده

  8. ناشناس می‌گوید:

    خاک بر سر ت دانشمند بی مایه

  9. سیما می‌گوید:

    در رابطه با خالی کردن عقده ه لابد. دختر جونم همیشه می خونمت ها اگه چه کامنت نمی زارم

  10. عارف می‌گوید:

    ديدي لينك رو؟؟ حال نداشتم كپي كنم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: