تقابل طلایی و پرکلاغی

آقایی که شما باشی، خانومی که شما باشی، خودت را دربه درم کنی پاشی تا این سر ِ دنیا بیای، زندگی ات در یه ابعادی ملو میشود و در یک وجوهاتی خراب. این مملکتهای خارجه ی غربی واقعا از اجنبی ها متنفرند. به ظاهر پیشرفت کرده اند ها، پذیرای مهاجر شده اند، به ظاهر کله سیاه ِ آواره دیگه وجود نداره، اما خوداشون، خود مردمشون، همون راست افراطی ِ ترسوی محتاطی هستند که بودند. میگند از بوش متنفرند، ای فدای اوباما، میگند سیاه و سفید برابرند، میگویند خارجی های مهاجر خیلی هم خوش آمدند، اما من تبعیض را در رفتار این جین، همکار سفید ِ بلوند کاناداییم میبینم. میبینم یه غری میخواهد بزند و شماتت کند که چرا فلان اتفاق در آزمایشگاه نیوفتاد، اول روی صحبتش با من است و آن یکی پسره ی کانادایی دیلاق، بعد میبیند آن یکی کانادایی است و از نژاد ِ لابد برتر آلمانی، رو میکند به من و توپ و تشرش را به من میرود. خیلی ظریف است، خیلی. چطور بگویم، به زبان نمی آورند چیزی، اما همین جین خیال میکند من لایق شماتت هستم و آن پسره ی کانادایی نیست.

همان پسره ی کانادایی، از باقلوا محرومش کردم. باقلواهایم رو فقط به آن عربه و یونانیه و ایرانی ها میدهم. چون کاناداییه دوست دارد ادا اصول کند یکم نگاه کند به جعبه اش، قیافه ی یک سفید دنیا ندیده را به خودش بگیرد، و بعد با شجاعت ِ خاص ِ ادا اطفوار دار ِ تصنعی یک دانه باقلوا بردارد، آن هم چه باقلوایی، اصل حاج خلیفه ی بزد که چسش را هم نمیدند این بود کند. بعد هفته ی بعد میآید میگوید تو اون باگلواهات که از ایران پست کردن برات یه ویروسی بود من سرما خوردم. میخواهم بگویم تو برو تمرین کن اول بتونی بگی باقلوا، بعد برو ببین ویروس میدانی چیه، بعد برو در آن مکتب ِ فرهنگی ِ مدرنت یاد بگیر که همه ی آزمایشگاه باقلوا خوردند و سرما نخورند و تو فقط سرما خوردی، شاید چیزی به کله ات اصابت کرده بود مریض شده بودی.

کارت با یه سفارتخانه بیوفتد، شما بگیر مثلا سفارت فرانسه، خودشان را عنی میکنند، که انگار این ایرانی های دانشجویی که در کانادا پرسه میزنند، از خود ِ تهران با بمب ِ اتمی آمدند و مقصد ِ بعدی کشور ِ فخیمه ی فرانسه است.  جواب ِ تلفن به آدم نمیدهند، توی سفارتشان راهت نمیدهند، حق هم به خودشان میدهند: میگویند عنهایی که این عن رئیس جمهورشان باشد، همین عن حقشان است. بعد البته رئیس جمهور خودشان سارکوزی است به قول وبلاگ ِ تزاد.

باری، این روزها خانوم جین روی اعصاب من راه میرود و هر گونه حرکتش را میگذارم به این حساب که در آن کله اش زیر خرمنهای موی طلایی دارد همه چیز من را به حساب ِ موهای پرکلاغی ام میگذارد.  این بود دلیل این فوران هیجانی ِ این پست.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized
6 دیدگاه برای “تقابل طلایی و پرکلاغی
  1. man می‌گوید:

    man too mamlekate Canada zendegi nakardam va sehhat ya ghalate in matlab ro nemidoonam, vali too alman zendegi mikonam va mibinam ke az in khabar-ha nist. makhsoosan too mohite daneshgah o dars man vaghean nadidam ke kasi bekhatere range meshkiye mooham ya pooste sabze ya lahjeye farsiye almanim (!) tabeez ghael beshe. taze esmesh ine ke inja alman , keshvare nejad-parast-hast!!! vali yek chize dige ham hast: shoma to poste ghablit minevisi ke be ostadet gozaresh dadi too khoone kar mikoni, dar soorati ke hamkaret dasteto khoonde ke mosaferat hast. khob maloome ke vaghti 2ta hamkare dige ham az in ghesse bakhabar mishan, be avallin kasi ke ettehame kharabihaye tooye azmayeshgah mikhore, shoma hasti. bana-bar in be nazare man bejaye khorde gereftan be inha, behtare focus konim rooye raftare khodemoon

    PS: dar-zemn oon naadaani ke bekhatere nejad tabeez ghael mishe na faghat too mamlekate gharb, balke hameja, hatta too Irane khodemoon ham ziyad peyda mishe

    • دانشمند می‌گوید:

      منطقت در مورد ِ اینکه چون یکی سر ِ کار نمیاد، پس خراب کاری ها زیر ِ سر ِ اونه، خیلی … شر بود ! این عمومی سازیه چون یکی یه جا کارش غلط بوده، حقشه جای دیگه شماتت بشه، نتیجه اش این مملکت عنیه که داشتیم !

      • man می‌گوید:

        na! man ino nagoftam ke choon yeki sare kar narafte pas kharab-karihaye jaye dige ham zire sare oone. man ino goftam ke tooye ye kharabkari, be avalin kasi ke shak mikonan hamoon kasiye ke ghablan ham karesho dorost anjam nadade

      • دانشمند می‌گوید:

        منم خواستم بهت بگم زرشک با این منطقت

  2. رها می‌گوید:

    دركت مي كنم عزيزم من هم از اين رفتارها ديدم… فقط كم نيار و محل سگ هم بهشون نده تا حساب كار دستشون بياد.

  3. maryam می‌گوید:

    man ghabool daram nejad parastyo. hadeaghal too in chan sali ke Canada boodam be cheshm didam. ina hame shoare ke inja nejad parasty nist. hata too departmentha raftare karmandha fargh dare ba international ha va canadian ha.

    too forooshgaha vaghean adam hes mikone in bi mahalio makhsoosan az janebe adamaye piro salkhorde.
    kholase man kamelan mifahmam. khodam hes mikonam. vali ino ba etminane kamel migam ke mizane nejaz paratie oona az raftari ke maha too iran ba afghania dashtim kheili kheili kamtare. aslan chera rahe door berim. raftari ke too tehran ba shahrestania mishe. vaghty ke daneshjoohaye be zaher dahatio shahrstani mian tehran, hadeaghal chan ahe aval kheili sakhte raftare tehrania bahashoon. hich kas ham nemitoone monkar she

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: