بایگانی ماهانه: ژانویه 2011

رابطه ی سینمای معناگرا و والیوم ده

یه لطف ِ هم پیاله گی های اخیر با یه وبلاگ نویس و وبلاگ باز مقیم تهرانتو، دیشب پا شدم رفتم شب ِ فیلم*، که از قضا داشتن نوستالژیای تارکوفسکی رو نشون میدادن. حالا البته اگه فکر میکنید من فرق ِ تارکوفسکی رو از

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized

دوستان لحظه ای

میدونی چیت رو اعصابه؟ اینکه فقط وقتی سوال داری، کار داری، مشکلی داری، و گیر کردی، این اطراف پیدات میشه. وقتی میای این اطراف، در نقش دوستی میای که کمک میخوای، وقتی میری، مثل غریبه ای میری که منو لازم

برچسب‌خورده با: , ,
نوشته شده در Uncategorized

هوا خوب شده، برید

صبح ها اخبار گوش میدم با صبحانه، بیشتر برای اینکه ببینم منفی ِ چند درجه ست. چند روز اخیر، بین منفی بیست تا سی و چهار در گردش بود. امروز شد منفی ِ سه و چهار، و با منفی سه

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized

صبح شده، تا خواب ِ بعدی، شونزده ساعت وقت داری

میرم شرکت، برای اینکه واسه سه تا رئیسم دم تکون بدم. رئیس هام خیلی مهربونن، همکارهام همه خل هستن، کار خوبه، فقط اشکالش اینه که نمیشه گودر و فیسبوک و وبلاگ رو هر یازده دقیقه یه بار چک کرد. در

برچسب‌خورده با: , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

مراسم ختم مورد ِ علاقه ی خود را توصیف کنید

پدر یکی از دوستای نسبتا دور/نزدیکم فوت شده. شال و کلاه کردیم که امروز بریم مراسم ِ ختم و خاکسپاری. من اصلا از مراسم ِ ختم خوشم نمیاد. البته من مراسم ختم ِ فرنگی ها رو نرفتم، نمیدونم چیه، اما تو ایران مردن ِ

برچسب‌خورده با: , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

سگیه، سگی

توضیح ِ دقیق ِ ماجرا شرم آوره. ولی خلاصه اش اینه که امروز انگار یه مشت ِ محکم خورد توی فکم. بعد از اینکه شیش ماه خودم رو آماده کردم یک درسی رو این ترم من ارائه بدم، دو ساعت مونده به اولین

برچسب‌خورده با: , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

خودکشی ولی عهد، کدوم عهد؟

اول با شنیدن ِ خبر خودکشی ِ علی رضا پهلوی یهو فکر کردم ولیعهد اصلی  ِ قضیه خودش را کشته، چونکه این همه سال تاریخ و داستان، هیچ وقت کلمه ای از وجود ِ پسر دوم ِ شاه نشنیده بودم. من نمیدونستم شاه اصلا

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized