بایگانی ماهانه: فوریه 2011

زوزه در برف

ماموریت. اولین ماموریت زندگیم فرستادنم شهر کینگستون. از این جاهایی که از این سرش تا اون سرش با تاکسی میشه ده دلار. پسره ی چینی ِ همکارم تو شرکت، ژیگول ترین هتل شهر را برامون رزرو کرده بود، از کیسه ی

برچسب‌خورده با: , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

تمام تاریخچه ی مبارزات من از زیر پتو: برویم یا بمانیم؟

من رفقایی دارم که سی سالشان شده، اما هنوز مثل شانزده سالگی من شور ِ انقلابی دارند. من شانزده ساله که بودم، در دنیای عجیبی زندگی میکردم. فکر میکردم که باید حتما برم یا دانشگاه تهران، فنی، یا امیرکبیر، که

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

معلمها هم آدمن.

من درس دادن رو دوست دارم. میرم سر ِ کلاس، یکم در حد ِ مناسب لودگی میکنم، جوک میگم، جوک هام لوسند، اما بچه ها حداقل میفهمن اصن قصد ندارم خودم رو عن کنم. همیشه تمرین میدم، که همونجا باید

برچسب‌خورده با: , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

من یک منفی باف هستم

من ننشستم اینجا رویا بافی کنم که بیست و پنجم بهمن مردم بریزند تو خیابون و شاه ِ دوران رو دوباره سرنگون کنند. من به بابام رفتم که منفی بافی میکنه و فکر میکنه که هیچی نخواهد شد. اینطور نبودم ها،

برچسب‌خورده با: , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

میانبر نداریم

مصر چه خواهد شد؟ هیچی ! مگر ایران چی شد؟ مگه ایران یا نه، حالا، تهران، دو سال پیش از عصبانیت ِ تقلب نترکید؟ چی شد؟ مگه ایران سی و چند سال پیش منفجر نشد؟ اثرش چی شد؟ اصولا کی

برچسب‌خورده با: , , , ,
نوشته شده در Uncategorized