تز مینویسیم.

به کندی پیش میرود. فصل یک، مقدمه: چرا ما تز دکترایمان مهم است؟ یک. چون خودمان شخصیتا مهمیم. دو. چون دکترا بالذات مهم است. سه. چون ما شاخ علم را چند دفعه شکستیم در این تز. البته در واقع من شاخ علم را محکم کوبیدم به دیوال اتاق استادم، نشکست. دادم استادم یکم زور زد، اصن نشکست. بعد چند سال دیگه به اعصابم کوبیدمش، نشکست. و خلاصه من چاره ای ندارم، جز اینکه در تزم ببافم که شاخ علم را به هر حال شکستیم. ملطفت اید دیگه؟

در خبرها خوندم که ایران بالاترین سرعت رشد علم رو داره و چند صد مقاله در سال، به چاپ چند ده هزار مقاله در سال رسیده. بعد لابد در سولاخ ِ ماتحت ِ احمدی نژاد عروسی رخ میدهد. نمیداند علم یه مقدار کیلویی شده تولیدش. متد فلان را با متد فلان آمیزش بدهید، میشود دستاورد. لازم نیست قمر در عقرب خاصی بکنید. همیشه هم چند تا کنفرانس بند تمبان ِ کشک هست، میدهید، IEEE  و  ACM  هم هستند به جان مادر احمدی نژاد. اما نرخ قبولی مقاله هست نود و سه درصد مقاله های ارسالی. اصلا دو تا دانشجوی MIT   یک بار یک الگوریتم نوشتند که لغتهای سخت و قلمبه رو کنار هم میگذاشت و مزخرف سر ِ هم میکرد و پرت و پلا به هم میچسباند و مقاله تولید میکرد. بعد مقاله را فرستادند یک کنفرانس نیسبتا آبرومند و مقاله شان که یه شامورتی ِ محض بود قبول شد، پولش را دادن که چاپ بشه و بعد در وب سایتشان اعلام کردند که بعله، اینطور این کنفرانس ها ریده اند.

بعله، دنیای علم و دانش اینطور است. همه مان، حالا با یک درجاتی از توفیر، در حال ِ کاشت و داشت و برداشت مقاله ایم. زر ِ مفت بدون آزمایش کردن و بدون نتیجه ی خاصی گرفتن و گاها عدد سازی را میتپانیم در مقاله، استاد اگه مایه پیله داشته باشد، یک سفر مجانی هم تشریف میبریم، ارائه اش میکنیم، رزومه رو سنگین میکنیم و خوشحال و خندان ادامه میدهیم. اینجاش اینطور است، ایرانش هم همینطور بود. کار علمی نمیکردیم. تحقیق خبری نبود، صرفا نوشتن بود. و داشتن مقاله راه نجات بخش ِ پذیرش گرفتن حتی با معدل ِ پایین و تافل ِ افتضاح بود. مد شده بود و هست. حالا توهین نکنم به دانشمندان ِ ایران، ولی در یک درجاتی مقاله دادن ِ ماها و ایشان صرفا جنبه ی قمپز بود. آراستن ِ رزومه با ریا بود و هست. حالا در کی یون ِ آقای احمدی نژاد عروسی که ایران شاخ ِ علم رو شکست. آره داداش، شکست. همونطور که من شاخ ِ علم رو تو این پنج سال دوکترا شیکستم اینجا. آره. داداش. بیا تزم رو ببین.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized
22 دیدگاه برای “تز مینویسیم.
  1. رامین می‌گوید:

    چند تا سوال دارم دانشمند

    عنوان اصلی گرایش دکترای شما چیه ؟؟
    و از کدوم دانشگاه کانادا ؟؟
    موضوع تز دکتری تون چی هست؟؟
    یه سوال دیگه هم اینکه تا حاا چند تا مقاله ارائه دادی ؟؟ چند تاش پذیرش نشد و جند تاش شد ؟؟؟؟؟

    • دانشمند می‌گوید:

      والله حسش نیست به هیچ کدوم اینها جواب بدم. بعضی هاش به تم ِ این وبلاگ ربطی نداره. شرمنده.

  2. محمد می‌گوید:

    من یه بار همچین کاری که جناب الگوریتم ام‌آی‌تی انجام داد رو انجام دادم، اما ترسیدم بدم به استاده و به شانسم واقعن بخونه و لو بره داستان
    هر چند به همخونه‌م دادم خوند و باور کرد که واقعی هست،‌فقط گفت چند تا کلمه‌ش رو حذف کنم بهتره، اینجا روی وبلاگ گذاشتمش
    http://ajorpare.wordpress.com/2010/10/10/state-of-the-art-corrosion-in-concrete/

  3. سپ می‌گوید:

    in amar fek konam faghat male maghaleha az iran nabood chon gofte bood ba asatide gheire irani ham co-author boodan…ama dar har soorat ba tak take jomlehat 100% movafegham :))

  4. مهندس بيكار می‌گوید:

    نكن عزيز جان، نكن!
    حداقل اين كثافتي رو كه ما توش ميلوليم رو اونجا ديگه پياده نكن.

    • دانشمند می‌گوید:

      هه هه، آقا دور ِ اروپا رو اینطوری من رفتم گشتیدم. والله گناهش به پام، سفراش خوب بود آخه

  5. تس‌آپه می‌گوید:

    تزت تو حلقومم. یه دسّی به سرِ مام بکش دانشمند.

    • دانشمند می‌گوید:

      ببین، من رفتم تحقیق کردم فهمیدم یه چیزی تو حلقم خیلی پاچه خواریه ! در نتیجه قربونت برم تس آپه، تو همین که خواننده ی وبلاگ من هستی من مفتخرم، به خدا از لحقت مایه نذار، شرمنده میشم قربان

  6. رامین می‌گوید:
  7. ناشناس می‌گوید:

    همینکه کشوری با بالاترین نرخ فرار مغزها و پایین ترین نرخ رشد اقتصادی میاد و بالاترین رشد تولید علم رو کسب میکنه اثبات کننده مسخره بودن این آمارها و معیارهاست … که اگر درست بود و ما این همه علم تولید کرده بودیم الان باید یک چیزی تو مایه های ژاپن میبودیم، نه اینکه حتی توانایی استخراج نفت و گازمون رو هم نداشته باشیم!!

  8. مجید می‌گوید:

    باز هم که نوشتی :گاها ؟

  9. متملق می‌گوید:

    میگم من همیشه صداقت و صراحت رو در نوشته های شما، تحسین می کنم
    چیزی که شجاعتش رو در خودم هنوز پیدا نکردم
    شما عیبهای ما رو، از زبون خودتون می نویسید…
    خیلی ممنون هستیم…
    راستی یه شعر هم برای دوست پسرتان از حافظ تقدیم میکنم:
    نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار *** چکنم حرف دگر یاد نداد استادم
    برای هردوتون آرزوی سلامتی می کنم

    • دانشمند می‌گوید:

      ای وای، متملق، شما یه وانت هندونه بار کردی که برادر. بابا الف اگه بدونه خواننده ام اینطور ازش یاد میکنند که از خوشی بالاش در میاد. ما چاکر، ما ممنون که شما میخونی اصن

  10. moradbeig می‌گوید:

    تو بعضی دانشگاه ها دانشجو های ارشد یکی از کارایی که برای فراغت از تحصیل مجبورن انجام بدن نوشتن مقاله است با این ریتم گوتره ای پذیرش ارشد خودت برو تا تهش که چند تا مقاله (اکثرا جر و جفنگ ) از توش درمیاد
    گرچه بی انصافیه اگه هی بگیم ما می فهمیم و حاکما خر تشریف دارن، خامنه ای چند سال پیش گفت که مقاله نوشتن خوبه اما ملاکی واسه تولید علم مفید نیست. البته از حرف تا عمل راه درازیه

    • دانشمند می‌گوید:

      ریتم ِ چیه؟ بهله، تو ایرون که واسه دفاع باید مقاله داشت. نمره داره اصن مقاله. اینجا البته این یه قانون رو ندارن

      • moradbeig می‌گوید:

        گوتره ای یعنی همینطوری و الکی و بی قانون.
        البته همه دانشگاهها نمی خوان ولی اکثرا باید مقاله داشته باشی و این به نظر من اجبار بی منطقیه و دلیل نداره که هر دانشجوی ارشد باید مقاله بده و همین میشه که نرخ تولید مقاله اینقدر زیاد میشه اما خودمون هنوز پیشرفتی تو زندگیمون احساس نمی کنیم

  11. شین (شادی) می‌گوید:

    فکر کنم این کنفرانسه تو هند بود که ایرانیها هم مثل نقل و نبات توش مقاله چاپ میکردند. البته منظورم دانشمندان آدم حسابی تو ایران نیستها . اینا که زور میزنن که مقاله چاپ کنن امتیاز بگیرن چیزی هم بارشون نیست. اکئراً هم آخرش وزیر و نماینده مجلس میشن. خلاصه ما که الآن نزدیک چهار ساله که داریم زور میزنیم مقاله چاپ کنیم ریدیم توش. رکورد زدم تو تولید دم به دقیقه پیپر و ضایع شدن. تو رو خدا اگه کسی میدونه چطور میشه مقاله کشککی تولید کرد به منم بگه. ما دیگه به همون کشککیش هم راضیم فقط پابلیش بشه

  12. bozmajje می‌گوید:

    آمار علم خیلی‌ خوبیه. اگر بلد باشی‌، باهاش میتونی‌ هر چیزی رو ثابت کنی‌. شما به درصد رشد نباید نگاه کنی‌، به اصل عددها توجه کن. من راجع به این تو وبلاگ خودم چند خطی‌ نوشته ام، حال داشتی دید بزن: https://bozmajje.wordpress.com/2011/04/03/.

    چند سال پیش که شروع به نوشتن تزم کردم، فکر میکردم حد اکثر ۱۰ نفر بخوننش: خودم، پروفسورم، کمیته امتحان، و شاید ۲-۱ نفر بیکار دیگه. یک ماه بعد از انتشار ۴۰۰۰ نفر از سایت دانشگاه دانلودش کرده بودن! تز‌ بدی نبود اما اگر میدونستم اینهمه طرفدار خواهد داشت بیشتر روش کار می‌کردم. یک پیشنهادی هم که بهت می‌کنم اینه که چند ماهی‌ قبل از اینکه باید تحویلش بدی کار رو شروع کنی‌. خیلی‌ قسمتهای تز‌ رو میشه نوشت بدون اینکه بخوای منتظر نتایج کارت باشی‌. بنویس، بذارش کنار و بعد از ۲-۱ هفته دوباره برگرد نگاهی‌ بهش بنداز و بهترش کن.

    موفق باشی‌!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: