بایگانی ماهانه: مه 2011

نیازهای مازلو

یه داداشی بود به اسم ِ جناب ِ مازلو که یه تئوری داشت به اسم ِ سلسله مراتب ِ نیازهای مازلو. لابد داداش ِ ما، آقای مازلو عقده های فروخفته ی خود کم بینی داشته که اسم ِ سلسله مراتبش رو گذاشته اسم ِ فامیلش، مثله ِ اینکه

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

دلاور جنگ ممسنی علیه قشون راکونها

یکی از گیرهای من در زندگی چادر زدن وسط جنگل و خوابیدن تو کیسه خوابه. هرچند که چهار صبح با کمر درد ناشی از خوابیدن رو سنگ بیدار میشم، به قارقار پرنده ها لعنت میفرستم و از نم و نای

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized

اسید میپاشیم، چش در میاریم…

دیروز تو گودر خوندم که آمنه دختری که شیش سال پیش با اسید کور شد، هفته ی دیگه با اسید قراره چشم ِ اسید پاش خودش رو کور کنه. به این عمل در فقه اسلامی از قضای روزگار میگند قصاص. خبر

برچسب‌خورده با: , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

از مونترال تا اوتاوا

در مملکت ِ فرانسوی ها. دارم یه کتاب میخونم راجع به تاریخ آمریکا و انقلابشون علیه بریتانیا. بیشتر از اونکه راجع به آمریکایی ها چیزی دستگیرم بشه، فهمیدم که مردمان بریتانیا، انسانهای عصا قورت داده ی یبسی بودن که خیلی

برچسب‌خورده با: , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

در حومه و اطراف

من در هیچ برهه ی زمانی از زندگیم تو شهر کوچیک یا حومه ساکن نشدم. این یه قسمتی از پز ِ وجودی من است. من بچه ی تهران بودم، بعد هم رفتم تورنتو، حتی در یک برهه ای که در چین

برچسب‌خورده با: , , , ,
نوشته شده در Uncategorized