از شوی طنین تا حسین علیزاده

اینکه چی گوش بدم، همیشه تحت تاثیر دیگران بود. بچگی بابام میخواست مرضیه تو پاچه مون بکنه. برادرم هم من رو در پنج سالگی با شخصیت مایکل جکسون آشنا کرد. بعد هم سالها من و پدرم سر الهه و مرضیه و بنان جنگیدیم و چیز دیگه ای نبود الا شوی طنینی که عید به عید فیلمی محترممون میاوورد. فیلمی هم یک مرد سامسونت به دست مشکوکی بود که از یک پیکان سفید پیاده میشد و دو طرف خیابون رو یک چکی میکرد و میپرید تو خونه ی ما. وی اولین کسی بود که من دستش موبایل دیدم. بعد هم یک روز با حال نذاری آمد گفت من رو گرفتن، ویدئو ها رو بدید، پایین منتظرم هستن. ما که نفهمیدیم چی شد، ما همیشه فکر میکردیم خودش اصلا بچه سپاهیه.

باری، وی سال به سال شوی نوروز میاوورد. شوی طنین عبارت بود از اینکه معین بیاد عینک دودی مگسی بزنه در حالی که از یک نردبون بالا پایین خفیفی میره بخونه، بعد خانوم مهستی بیان، بعد ویگن بیاد، بعد مثلا بچه مچه ها بیان، شهرام کی و اندی کوروس. بین هر دو تا تیکه موزیک هم  دوتا  مجری لوس یخ،  قربون صدای هم میرفتن و ر به ر میگفتن جای آدمهای خوشصدا تو بهشته و ایشاءالله سال ِ دیگه پای سفره ی هفت سین تو ایران جشن میگیریم و نوروز هفتاد و یک دیگه ایرانیم و باز نوروز هفتاد و یک میگفتن قرارمون نوروز ِ هفتاد و دو. فکر کنم مرگ هایده یک ضربه ی بزرگی به همه قوم و قبیله ای بود که منتظر بودن تو ایران نوروز رو جشن بگیرن. یعنی وقتی هایده بیرون از ایران مرد و دفن شد، شاید کم کم نوروز سال دیگه تو ایران رو قرار شد خیلی ها ببرن توی قبر متاسفانه. حالا جامعه شناسی خواننده ی لوس آنجلس به من چه، بحث این بود که مثلا در سال ِ هفتاد، به عنوان یک بچه ی هشت ساله، دو تا راه داشتم، اندی کوروس، یا مرضیه. بعد این داستان کمابیش بود، اندی کوروس میرفت و آمنه جمع میشد، قمیشی مد میشد و جزیره، اما مرضیه و الهه ی بابام ثابت بود و عوض نمیشد.

بعد دانشگاه هم تست موسیقی من تحت تاثیر دوس پسرام عوض میشد. این هم ناشی از شخصیت ِ قوی من بود لابد که از خودم فهم موسیقی نداشتم و ندارم. دوست پسر اولم سعی کرد شجریان رو در پاچه ی من بکنه. موفق نشد. چرا که گوش دادن به شجریان واقعا آمادگی و تمرین میخواد و مثلا راک نیست که یکبار هم گوش بدی حال کنی. به هر حال با اون پسر به سرانجامی نرسیدم و دوست هام رو عوض کردم و بچه باحالهای جدید آناتما و میوز گوش میدادن و هد میزدن و خفن هاشون متالیکاباز بودن. من یکم سرم با میوز گرم شد، اما به محض اینکه با منبع ورود میوز تو زندگیم به هم زدم، میوز هم جمع شد. اون وسط کم کم، تست موسیقی خودم رو پیدا کردم. اوهام خوشم میومد، از یغمایی بدم نمیومد، بعضا تصنیف های سنتی هم با سلیقه ام جور شد. یادمه دفعه دومی که با الف رفته بودم بیرون، رفتیم پیتزا پنتری تو میدون شعاع. بعد که آمدیم نشستیم تو ماشینش، گفت موزیک چی گوش میدی تو، گفتم ایرانی. یکم بر و بر نیگاه کرد که چی. بعدها بهم گفت ترسیدم میخوای بگی کامران هومن و عباس قادری. اون روز اوهام من رو نجات داد و به چشم الف جوابم خوب آمد. بعد برام نامجو گذاشت که میوخند هستی از ما آلت خورده و بعد خودش قطع اش کرد برد قطعه ی بعدی، گفت نمیدونم این اصلا چی میگه اینجا.

باری، بعد بیرون از ایران نامجو شد تنها چیزی که گوش میدادم. کیوسک و سهیل نفیسی هم اضافه شد. ولی همیشه با خودم فکر میکنم ما قبل از نامجو واقعا چی گوش میدادیم؟! اصلا موسیقی قبل از نامجو چی بود. البت کم کم حوصله و فهم شجریان هم پیدا کردم، آوازش نه، اما تصنیف و موسیقیش با سلیقه ام جوره. حالا همه ی اینها یک مقدمه بود بر فهم موسیقیایی من. که چه قدر محدوده. الف ولی موسیقی سنتی میفهمه، میزنه، گوش میده، دوست داره، تو کارشه. کلهر، علیزاده، شجریان، همایون، اون گوشه کنار لطفی. دیشب دستم رو گرفت برد کنسرت علیزاده که با پژمان حدادی تور آمریکا-کانادا گذاشتن. من واقعا در این بیست و هشت سال زندگی ننشسته بودم سه تار خالی گوش بودم، خیلی کم در واقع موسیقی بی ترانه گوش دادم. حوصله میخواد. خلاصه آمده بودم وسطش بخوابم و خرناسم سالن رو پر کنه. سالن هم که البته یک کلیسای زهوار دررفته ی قناسی بود با نیمکت های چوبی پشت سر ِ هم، دست به آب یک اتاق ِ بغلی بود ته سالن، نوازنده ها سر جای جیزز نشسته بودن و ما جای گوش سپرده گان به موعظه. اینقدر چیدمان سالن ذاغارت بود که من فقط سیبیل های پزمان حدادی رو میدیدم و سر علیزاده رو که با ضربه اش روی سه تار پاندول میزد. یک مرد غولپیکری دو ردیف جلوتر از من بود، ماشاءالله مثل یک کوهستان، بسته بود کل دید من رو به نوازنده ها. خانوم محترمی هم که صندلی جلو بود موهاش رو باز کرد و انگار آخرین سوراخ روشنی که من ازش یک دست علیزاده رو میدیدم هم با خرمن موهای زرد شده های خانوم بسته شد. اینطور شد که برنامه ی اول من به اینکه زرد کردن مو باعث میشه اینطور پف کنه و مو شکننده بشه فکر کردم و حرص خوردم که نکنید، موهای پرکلاغی تون رو زرد نکنید. برنامه ی دوم علیزاده تار میزد و من دیگه پشت سری ها رو بیخیال شدم و قدم رو تا میشد دراز کردم که ساز دستش رو ببینم. بعد گردنم درد گرفت و مرگیدم سر جام و سرم رو انداختم پایین و گوش دادم.

بعد هم برنامه تموم شد و پاشدن رفتن نوازنده ها. مردم خیلی دست زدن، که یعنی استاد برگرد، استاد برگرد و استاد برگشت و نشستن، ترکمن رو زدن. ترکمن نمیدونم تو آلبوم شورانگیز بوده یا کنسرتی به اسم شورانگیز. بعدها شجریان هم روش شعر ِ آی آدمهای نیمایوشیج رو میخونه  توی آلبوم فریاد، و شاهرخ مشکین قلم هم واقعا بهترین اجرای رقصی که داره روی همین قطعه ی فریاد انجام داده…   نمیدوم چه معجزه ای در اون قطعه ی آخر کنسرت دیشب پیش آمد که مرد غولپیکر شاید یک سانتی متر گردنش را جا به جا کرد، خانوم مو پفیه خم شد یکم به جلو و من علیزاده و سازش رو میدیدم.  شنیدید میگن یک قطعه موسیقی من رو تکون داد، یا یک همچین خزعبلی… من بالاخره دیشب با یک قطعه موسیقی تکون خوردم یا یک همچین چیزی.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized
26 دیدگاه برای “از شوی طنین تا حسین علیزاده
  1. zadsarv می‌گوید:

    من از نوجوونی خوره موسیقی دستگاهی ایران بودم و از یک چیزهایی سر در میارم تو این مبحث . یک نکته ای که هست اینه که مثل بقیه جاهای دیگه میهن عزیز اسلامیمون عالم موسیقی ملی مون پر از آدم های اس هول (سوراخ باسن) و اسکله ولی علیزاده از اون استثناهاست . آدم حسابیه . میشه به عنوان نماینده موسیقی ایران به دنیا معرفیش کرد.

  2. HEBROWN می‌گوید:

    اتفاقا در ادامه صحبت های زادسرو عرض کنم که من خودم اصلا از موسیقی سنتی ایران سر در نمیارم ولی خب استثنائا علیزاده رو خیلی دوست دارم. مخصوصا موسیقی متن فیلم هایی رو که ساخته. چند وقت پیش یه سوالی که از دوستام پرسیدم این بود که این علیزاده واقعا آدم جنتلمنی هستش یا من اینجوری فکر میکنم.

    یکی از سرگرمی های یوتیوب گردیم هم این شده که برم دنبال کلیپ های قدیمی ایرانی بگردم و بشینم با دقت نگاهشون بکنم. مثلا اندی آهنگ آمنه عشق من. اندی پیراهن خفاشی پوشیده و پشت موی بلند داره. برا من دیدن این کلیپ ها جذابیت خاصی داره

  3. madox می‌گوید:

    جداً غبطه می خورم که می تونی موسیقی سنتی با کلام گوش کنی. گوش دادن به شجریان و چه چه زدناش یکی از بزرگ ترین کابوس های زندگی مه، از اون طرف با موسیقی سنتی بی کلام ایرانی به شدت حال می کنم. احساس می کنم آشناست، هم جنس هستیم.
    آبشخور موسیقایی من البته غرب بوده، تقریباً از کودکی. پدر و مادرم از قبل انقلاب نوارهای موسیقی کلاسیک شونو نگه داشته بودن و انصافاً آثار بی نظیری بود و چندان هم تو نخ موسیقی سنتی با کلام نبودن. مثلاً تو خونه ی ما فقط یک آلبوم از ناظری بود. شاید برای همینه که منم چندان با آثار سنتی نمی تونم ارتباط برقرار کنم. اول دبیرستان هم معلم زبانم برام آلبوم دیوار پینک فلوید رو رو کاست کپی کرد که از اون طریق با موسیقی مدرن غربی هم آشنا شدم.

  4. یه آقاهه می‌گوید:

    فک کنم فیلمیمون یکی بوده :>

  5. ناشناس می‌گوید:

    دیشب خیلی‌ خوب بود…قطعه آخر محشر بود…این رقص رو هم من ندیده بودم که دیگه جای خودش

    • دانشمند می‌گوید:

      خب پس آشنا در اومدیم !

      • ناشناس می‌گوید:

        آره…میدونی‌ راسدش کلی‌ ذوق کردم وقتی‌ این پستت رو خوندم….فک کن اونشب تو میتونستی روی نیمکت بغل من نشسته باشی‌….به هر حل خیلی‌ باحال بود و شب خوبی‌ هم بود 🙂

  6. ناشناس می‌گوید:

    dishab ali bod…in raghs ham mahshar bod

  7. واحه می‌گوید:

    نه این که بحث غلط گیری باشه ها. ولی اون اهنگی که شجریان خونده روی این اهنگ فریاد فریدون مشیری هست نه ای ادمهای نیما…

  8. Lohrasb می‌گوید:

    خوشا به حالت، خلاف سنگین ما بچگیامون سیاوش قمیشی بود.

  9. صهبا می‌گوید:

    همای گوش بده، همای آدمارو خوش‌بخت می‌کنه.

  10. ماژور می‌گوید:

    دانشمند عزیز. قطعه ترکمن برای اولین بار توسط علیزاده در کنسرت سال 67 اش با شهرام ناظری اجرا شد. همان کنسرتی که بعدها تحت عنوان «شورانگیز» منتشر شد. البته آلبوم موسیقی شورانگیز این قطعه را ندارد. بهترین اجرای این قطعه را در آلبوم ترکمن علیزاده پیدا می کنید که بداهه نوازی های او در دستگاه راست پنجگاه است. به نظر من هم این قطعه و در کل این آلبوم نه تنها یکی از شاهکارهای حسین علیزاده که یکی از یخ شکن های بزرگ موسیقی سنتی ایران است. پیشنهادم این است که حالا که تنور داغ است و شما نفس مطمئنه را پذیرای فیض روایت جدیدی از موسیقی سنتی ایرانی کرده اید، حتما آلبوم ترکمن را تهیه کنید. به خصوص جایی از آلبوم که مطابق با روی دوم کاست باشد را گوش کنید – چون این آلبوم را همیشه از روی کاست شنیده ام هیچ تصوری از آن به صورت تراک روی سی دی ندارم. در این بخش از آلبوم، علیزاده قبل از قطعه ترکمن واریاسیونی از یک قطعه کردی به اسم «اسمه رسمه» را می زند که واقعا گیراست. اما اوج کار جایی است که در انتهای قطعه ترکمن علیزاده فضایی چند صدایی را با سه تار ایجاد می کند. برای من تجربه این قسمت از آلبوم همیشه جالب بوده است چون موسیقی تک صدایی سه تار بعد و حجم پیدا می کند و همانطور که علیزاده در مقدمه این آلبوم نوشته تصوری ارکسترال از نواختن یک ساز سنتی به دست می دهد.
    اما اگر می خواهید چهره ای دیگر از علیزاده را ببینید، به سراغ آلبوم «آوای مهر» بروید، که در اصل قرار بود موسیقی فیلم «زندگی و دیگر هیچ» عباس کیارستمی باشد. همکاری این دو- احتمالا به دلیل لج بازی علیزاده با کانون پرورش فکری- به جایی نرسید و در نتیجه فیلم به جای موسیقی کاملا مناسب علیزاده به غیر از دوجا در کل موسیقی ندارد. در یکی از جاها بخشی از موسیقی ساخته شده توسط علیزاده به صورت کاملا بی ربط پخش می شود. در یکی از جاهای دیگر هم قطعه ای از هندل آهنگساز باروک قلع و قمع (درست نوشتم؟) شده و بی مناسبت پخش می شود تا نشان دهد موسیقی از حوزه هایی است که خوشبختانه آقای کیارستمی از آن اطلاع زیادی ندارد. وگرنه هیچ بعید نبود گزیده های مینیمال از طاهرزاده و قمر و درویش خان هم روانه بازار کند. از جاده خارج شدم. می خواستم بگویم آلبوم «آوای مهر» بازسازی زلزله رودبار به زبان موسیقی است و کاملا تصویری. تا جایی که حتی اضطراب را با صدای ارتعاش سیم های سه تار تولید می کند. ضرر نمی کنید که وقت صرفش کنید.
    در ضمن علیزاده قطعه ترکمن را در آلبوم فریاد برای قطعه فریاد و برروی شعر فریدون مشیری به همراه کلهر اجرا می کند، نه شهر آی آدم های نیما. شخصا به خاطر ندارم که علیزاده تا به حال بر روی شعری از نیما قطعه ای ساخته باشد، البته و صد البته متاسفانه.
    این نکته آخری را لطفا حمل بر «من خبره اینکارم» و «تو که نمی دونی کی چی رو کجا زده اول برو یاد بگیر و بعد بیا حرف برن» نکنید. من هم مثل خیلی از هم نسلانم با موسیقی علیزاده بزرگ شدم. این تذکر آخر مِن همین باب بود.

    دوستدار
    ماژور

  11. رزیتا می‌گوید:

    موسیقی رو وللش
    نظرت در اینباره چیه ؟؟؟
    http://www.farsisubtitle.com/forum/showthread.php?t=18536&p=130774&highlight=#post130774

  12. mandalacircle می‌گوید:

    موسیقی وقتی زنده باشه کلا اثر دیگه ای روی آدم داره. سه تار علیزاده که جای خود داره. اولین بار که با شهرام ناظری دیدمش و بهش گوش کردم، حالم توصیف نشدنی بود…

  13. Spirit می‌گوید:

    پس عمو شهرام چی؟

    • دانشمند می‌گوید:

      اگه با شهرام ناظری اینقدر پسرخاله اید که صداش میکنی شهرام، باید عرض کنم که نع، با عمو خیلی کم ارتباط برقرار شد. نمی دونم چرا.

  14. کیوان می‌گوید:

    شهرام ناظری را من با آلبومهای گل صد برگ و یادگار دوست شروع کردم و اصلا همین باعث شد که من به فاصله کمتر از 2 سال معتاد موسیقی سنتی و شجریان بشوم. شما هم حتما یادگاردوست را امتحان کنید پشیمان نمیشوید. با بقیه کارها فرق دارد. تا یادم نرفته آلبومهای زمستان و در گلستانه‌ هم میتواند ترانزیشن جالبی برای کسانی که گوششان عادت به آواز ایرانی دارد باشد. ضمنا کلا خیلی از شخصیت و نوشته‌های شما خوشم آمد. امیدوارم موفق باشید.

  15. نزهت می‌گوید:

    فروهر و شهناز تهرانی و حجتی، قمیشی، شهرام شب پره، شوی طنین با اینا یاد من مونده
    قطعه های سه تار و پیانو رو هم امتحان کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: