مراسم صبحگاهی

رخت کارمندی رو خوب برای قد و قامتم دوختن. همچین صبح ها ساعت زنگ نزده، خودم به مرگ طبیعی بیدار میشم. چار تا کش و قوس میدم که در اکثر مواقع به گرفتگی عضلانی ختم میشه. جدا یکبار در یک کش و قوس شیش صبح، یک ور کتف و گردنم گرفت. دردش جانکاه بود، یا شاید بشه گفت جانگاع. با آرنج سمت سالمم دو تا سقلمه به الف زدم که پاشو مرد، دارم میمیرم. الف سراسیمه بلند شد و پرید با یک آسپرین برگشت و گفت پاشو بخور این قرص رو. گفتم نابغه، دانشمند، من اگه میتونستم پاشم که میرفتم آسپرین رو میخوردم خودم، و خلاصه اینطور شد که گفتیم یک دو سه و الف من رو گرفت و از افقی به قائمه تغییر موقعیت داد. حالا بگذریم، اون گرفتگی یک دو سه روزی جانگاع بود و رفع شد. اما خلاصه صبحها که ساعت هنوز زنگ نزده و دارم عضلات شل و ولم را شل و سفت میکنم، بسیار احتیاط به خرج میدم که باز یک جای دیگه ام هم نگیره.

بعد خب من هنوز هفت و نیم نشده میجهم بیرون از زیر لحاف و دوش و آرا گیرا و رخت کارمندی رو تند تند ردیف میکنم. گویا این مراسم دوش و سیفون و سشوآر و دزان فیکسه شدن سر و صداش زیاده و دوست پسر خرسم بد خواب میشه صبح ها. وقتی من دارم چایی ام رو میریزم تو قمقمه و صبحانه ام رو میپیچم لای فویل که بپرم از خونه بیرون صدای غرغراش از زیر لحاف  بلند میشه که باید حتما منو صبحا بیدار کنی؟ شاید زیر لب میگه عفریته، نکبت .. که من نمیشنوم. میگم بوس بوس جوجو من رفتم، ببخشید بیدار شدی و در رو تاقی میکوبم که اگه اپسیلون خوابی تو چشماش مونده باشه بپره بیرون. به هر حال انصاف نیست که من صبحا اینقدر زود پاشم چهل دقیقه رانندگی کنم تا کار و وی تا هشت و پنجاه و پنج دقیقه هنوز خواب باشه و بعد سلانه سلانه و خوش خوشانه ده دقیقه تا شرکت پیاده روی کنه. به خاطر عدالت و مساوات هم شده، گاهی سشوآرها گوشخراش اند.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized
15 دیدگاه برای “مراسم صبحگاهی
  1. حس} می‌گوید:

    زندگانی ما یه جورایی برعکسه یه جورایی شبیه، ینی من ِ آقا زود پا میشم ولی آقای مهربونی ام حواسم هس درِ بث روم بسته باشه که وقتی سشوار میکشم «هانی» بیدار نشه، یواش درو میبندم، آسه میام آسه میرم ولی وای به روزی که اون زودتر ازمن بیدارشه سر وصدا و اینا جای خود؛ در خواب شیرینم که یی هو هوار میزنه: «انگشترام کجان؟»، «کتاب نیوز ترانلیشن من کو؟». من ِ خنگ روزای اول فک می کردم اینا فقط چن تا سواله که اگه جوابشو بلدی باید جواب بدی نگو اینا ینی «اگه هم بلد نیستی پاشو دنبالشون بگرد تا من می کآپ می کنم»! اشکش مونده،وقتایی که هوار میزنه «مقنعه امو اتو میکنی؟» ، «تخم مرغ برام آب پز میکنی؟» یا مثلا تو روزای برفی : «میری ماشینو روشن کنی گرم بشه»… اینا همه درحالیه که در این نوع از روزها من قراره یک ساعت بعد از هانی بیدار بشم ولی از فحوای کلام برمیاد که خبری از اون یک ساعت نیست!
    الف رو نمی دونم ولی با این تفاسیر من تو دلم به هانی نمیگم عفریته، عموما میگم «اگه گذاشتی دو دیقه کپه مونو بذاریم»، طوری که نشنوه!! محض اطلاع گفتم

  2. یه آقاهه می‌گوید:

    ایوَل

  3. آزی می‌گوید:

    بسیار حسودی میکنم که کار پیدا کردی و بسیار دلم می خواد منم صبحها سشوار بکشم !!!!

  4. gimi می‌گوید:

    میگم همه دارن میرن تو چی کار میکنی

  5. هلن می‌گوید:

    قصه سشوار و صبحونه و. غرغر عینهو همینی که گفتی هر روز ماست 🙂

  6. تقی می‌گوید:

    راه حلش آسونه. یه خونه بگیرین طوری که وسطه محل کار هر دو باشه.

  7. تقی می‌گوید:

    بازم خوشحال باش. در مورد من همه اینا هست بعلاوه جم و جور کردن دو تا فینگیلی و رسوندن اونا.

  8. Amir می‌گوید:

    یه رفیقی داشتیم ..هر روز صبح اونقدر پای زنش رو قلقلک میداد تا زنش پاشه و بگه : » صبح به خیر سرورم» .. بعد میذاشت بخوابه ..
    مریضی صبحگاه همه جا هست انگار ..
    :))

  9. رودین می‌گوید:

    You r a sadist :)))))))))

    ولی از شوخی گذشته هرروز سشوار نکش، موهات می سوزه. با یه وسیله ی دیگه از خواب صبحگاهی دوسپسرت انتقام بگیر.

  10. Mehdi می‌گوید:

    آدما به همه چي عادت مي‌كنن، حتي به زندگي كارمندي!

  11. سینیور زامبی می‌گوید:

    رییس قبلی من یه شیفت کاری مخصوص من تعریف کرده بود که از ساعت ده شروع میشد. بقرعان

  12. ناشناس می‌گوید:

    دکتر ،

    نظرت در باره آن دیپلمات مسلمان و مسول فرهنگی‌ که واژن دختر بچّه‌ها را در استخری در برزیل لمس میکرده چیه ؟

    • دانشمند می‌گوید:

      شرمندگی، خجالت، وقاحت، مریضی، مشکلات جنسی، نتیجه ی زحمات جمهوری اسلامی در تذهیب نفوس !!

  13. goldeneverstand می‌گوید:

    بیدارش نکن خب! بعد می گن این ایرانی ها صبح دهن ما رو سرویس می کنن قبل اینکه از خونه برن بیرون!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: