بایگانی ماهانه: نوامبر 2012

a total dick

او یک dick  کامل است. رذالت شخصیتی اش وقتی بیشتر مشهود میشود که در مقابل رئیس های بزرگمون دم تکان میدهد، میپرد پای تخته و ماژیک به دست چرند مینویسد، موقعی که در اتاق سه متر در سه متر مان رئیس ها

برچسب‌خورده با: , ,
نوشته شده در Uncategorized

تمام ِ افاضات مرتبط با اراک

در تمام عمرم،  بهم یادآوری شده اراکی ها خرده شیشه دارند. یا  در یک مرحله ی صمیمی تر بهم گفته شده، شما اراکی ها خرده شیشه دارید. بدجنسید؛ و کذا. این مسئله ی خرده شیشه رو به صورت خیلی وراثتی

برچسب‌خورده با: , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

پشکل پول رایج مملکت من است

مامان بابام اومده بودن اول تابستون که من رو ببینن، بالاخره چند روز پیش بعد از شیش ماه مسافرت به اقصا نقاط جهان، برگشتن به وطن ازلامی. مادرم پای تلفن میگفت قیمت ها در این شیش ماه اخیر دقیقا دوبرابر

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

زندگی در هتل

 برنامه ی هفتگی: صبح دوشنبه شیش پا میشم، هر بار با تلفنچی تاکسی تلفنی ِ تاکسی زرد* دعوا میکنم و الف و بابای الف رو بیدار میکنم. میرم فرودگاه و هواپیمای ملخی میگیرم. هواپیماش اینقدر کوچیکه که چمدون رو خودم باید تا دم

برچسب‌خورده با: , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

مربا

یک دورانی بود، بعد از غذای ظهر، به عنوان دسر، مربا میاوردن توی ظرف های کوچیک. مربای آلبالو و زرشک و کذا. ملت دور سفره، با قاشق چایخوری مربا صرف میکردن. این طور دوران هایی وجود داشتن. این بساط رو مادر

برچسب‌خورده با: , ,
نوشته شده در Uncategorized