پس یادداشت های یک مهمانی به غایت ایرانی

هنوز هم بازمانده های آن نسلی از دوشیزگان وجود دارن که در گوشه ای از سالن محجوب و منتظر میشینند و قر ریختن بقیه مدعیان رو نگاه میکنند، به امید اینکه  پرنس مورد نظری  بیاید و به رقص دعوت شان کند: اینها اثر سیندرلا در بچگی ِ همه ی ماست. اما طی سالیان  جمعیت نشستگان فهمیدن که آن گوشه تنها ایستادن نشانه ی داف بودن نیست و بهتر است سایز سینه را یک هوا بالاتر برده و به مرحله ی لعبت بودن در مرکز سالن بروند تا نخراشیده ای با پیرهن براق نقره ای که زیر بغلش از عرق خیس است آن وسط بمالدشان و باهاشان باباکرم برقصد و پشمهای سینه اش رو با سینه ی سایز بالای خانوم مماس کند و همه اینها به این امید که شازده ابوی اش مایه دار باشد حتما.

به صورت تاریخی در این شهر ایرانی پولدار زیاد ریخته. فلذا مهمانی ایرانی محلی ست برای پیدا کردن شوهر آینده ای که پدرش توی کار فرش یا پسته، یا دیگر اقلام پولساز درگیر باشه. خود شخص مذکور میتواند ول بچرخد، و در زندگی اش هیچ مسئولیت خاصی در قبال خودش یا دیگران نداشته باشد. اینها مهم نیست، مهم این است که در جمعیت دیده شوی…

سوژه ی آن شب من حتی با اضافه وزن بارزش، روی یک پاشنه ای به غایت نوک تیز و بلند، قسمت های سایز بالای فوقانی خود را به این سو و آن سو میبرد. ادعا میکرد در سفرش به ایران نوزده خواستگار مشتاق به صف بوده ان. اما هیچ وقت قصد ازدواج ندارد. با سیگار گوشه ی لبش بازی میکرد. سیگار و رد قرمز ماتیک روی بدنه ی سفیدش افه ی غریبی است. من با دهن باز گوش میدادم، من همیشه در مقابل همه ی در و داف های عالم که از خودشان مطمئن هستند کم آووردم. آدمهایی که نقطه ضعف یا اشکال برای خودشان قائل نیستند من رو متعجب میکنند. آدمهایی که میتوانند سی دقیقه فقط در مدح خودشان بگویند برای من قابل تامل هستند. به همین منوال، من در آرایشگاه زنونه، به خصوص تو ایرون، همیشه وصله ی ناجور بودم. در مغازه ی لوازم آرایشی احساس ترس از ازدحام دارم. با مد و آدمهایی که همیشه در میان برندها و مدلهای امسال احاطه شده اند مشکل برقراری ارتباط دارم. من آدمهای روی زمینی که پشت ماسک یا آرایش های افسانه ای نیستند رو ترجیح میدم. من آدمهایی که به ضعف ها و نکبت های زندگی اقرار دارند رو بیشتر میفهمم.

باری، یک جایی خوندم بهترین جا برای نشستن، مرز بین ازدحام و تنهایی و تماشای مردم است.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized
15 دیدگاه برای “پس یادداشت های یک مهمانی به غایت ایرانی
  1. Reza.B (@reza_b) می‌گوید:

    بیخودی که «دانشمند» نشدی…

  2. "هـ" دوچشم می‌گوید:

    جای من همیشه توی همون مرزه ، در حال تماشا و نهایتا کف زدن :)))))

  3. تو این شهر دو قشر ایرانی هست یکی دانشجو یکی پولدار مهاجر، خیلی با هم فرق دارن. به نظرم قشر اول بیشتر به روحیه ات می خوره با اونا بگرد!

  4. filekhakestari92 می‌گوید:

    قلم خیلی روان و قوی ای داری

  5. لی لی می‌گوید:

    این اوضاع رو به چند توان مثبت برسون، اونوقت میشه لس آنجلس! حالا ببین ما چی میکشیم :))

    • دانشمند می‌گوید:

      شنیدم… یک برنامه ی تولیوزینی هست. Shah of sunset. خداست ! من به عنوان کمدی تلخ نیگاش میکنم. آشنا میشم با لوس آنجلس

  6. pdelfan می‌گوید:

    منم همین طور، همیشه تو این جمع ها می رفتم یه حس غریبی دست می داد به من. بقل طرف نشستی اما ذهن هاتون صدها کیلومتر دورتره. جدیداّ هم اگه جایی دعوتم کنن به چنین جاهایی اصلاّ نمی رم.

  7. sepi می‌گوید:

    man daghighan yeki az hamin shoghl: babaye pooldar o too oon shahr ke to hasti mishnasam..va daghighan kare khodesh ine ke poole baba ro kharj kone be toroghe mokhtalef 😛

  8. hosein می‌گوید:

    to cheghad khoob minivisi, azin effeha khandam migire, kashki manam etemad be nafs o halesho dashtam azin effe khali_bandiya bardaram.

  9. خرمگس آتن می‌گوید:

    بعد از نمی دانم چند وقت، لابد هشت نه ماه، یکهو گفتم سری به شما بزنم. هنوزا که هنوز، دست‌کم در یک مضمون، دربرهمان پاشنه‌ی گذشته می‌چرخد: تنها در میان جمع.

  10. مهرداد می‌گوید:

    دمت گرم به نظرم این بهترین پستت بود که تا حالا ازت خوندم..
    باری، یک جایی خوندم بهترین جا برای نشستن، مرز بین ازدحام و تنهایی و تماشای مردم است
    .
    .
    .
    احسنت.

  11. فرزاد می‌گوید:

    دانشمند..یه سوال بی ربط…دوستی اشنایی داری که دانشگاه نیویورک درس بخونه و یا الان نیویورک زندگی کنه؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: