کارمندهای چاهار صبحی

ساعت رو چهار کوک میکنم. بعد دلم واسه خودم میسوزه که چهار صبح بیدار شم. میکنمش چهار و هیفده دقیقه. به عددهای رند علاقه ندارم واسه زنگ ساعت. ساعت نه هم میرم میخوابم.

سه بیدار میشم. علی ز برامون یک ساعت کنار تختی دیجیتالی خریده که نورش نارنجی شب رنگه. منتها من شبا تو خواب عینک ندارم. واسه همین نمیتونم بخونمش. چون ساعته سمت الف هم هست. دوره برام. من خیلی نزدیک بینم. شماره ی عینکم شیشه. بعد شبها که وول میزنم و میخوام ساعت رو چک کنم باید نیمخیز شم، چشمهامو تنگ کنم، تمرکز کنم رو نور ِ نارنجی. معمولا عدد ساعت رو که میبینم کافیه و عدد دقیقه خیلی مهم نیست. اون شب ساعت رو درست خوندم، سه و سه چهار دقیقه است. تا چهار و هیفده حالا وخت زیاده. اما خوابم نمیبرد. نگران تستم بودم. رئیسم هم میاد سر تست و اگه نتونم چیزی پیدا کنم ضایع میشه.

چهار و چهل دقیقه تو تاکسی ام. به رئیس گفتم گور جد مشتری، من با تاکسی میام سر کار و صورتحسابش رو میفرستم واسه مشتری. رئیس گفت خیلی خب. میدونه من سر پول چک و چونه ای هستم.

پنج شروع میکنیم به تست. هیچی پیدا نمیکنیم اولش. میگه که لپتاپ تست رو برم بیارم و با یه ابزار دیگه امتحان کنم. لپتاپ رو میاریم. پسوورد ِ root این لپتاپه  رو حفظ نیستم. چون ماشین ِ من نیست. ماشین شراکتیه که میچرخه دستمون. پسوورد رو یه جا تایپ کرده بودم. اما هر چی میگردم پیداش نمیکنم. رئیس عصبانی بود. مجبورم کرد به دو تا از همکارهام ده دقیقه به شیش صبح زنگ بزنم که پسوورد رو بپرسم. واضح بود که بر نداشتن. بالاخره کاغذ پاره ای که پسوورد رو توش نوشته بودم و تو یکی از فولدرهای قائمکیم رمز کرده بودم رو پیدا کردم. زیر بغل هام خیس بود. گوشهام داغ بود. گردنم رو تکون نمیدادم از اون زاویه ی پونزده درجه ی خم شده رو مانیتورها.

رئیسم هفت رفت قهوه بگیره. گفت چی میخوای صبحانه. گفتم هیچی. احساس کردم با این خیط هایی که امروز کاشتم تا الان و هیچ نتیجه ام هم تست نشون نداده، بهتره به رئیس زحمت یک بیسکوئیت با چایی ندم. رئیس هم فقط شونه اش رو انداخت بالا و کرواتش رو سفت کرد و رفت. هشت وقت تستمون تموم شد. رئیس گفتم عکس بگیر از نتایج تستت. گفتم چیزی پیدا نکردم. پلک زد و رفت. محاوره ی سختی بود.

ساعت سه کشان کشان برگشتم خونه و گرفتم خوابیدم. کارمند هم کارمندهای قدیم که ده میرفتن چهار عصر میومدن. کو کجاست اون رخوت کارمندی که میخواستم؟

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized
12 دیدگاه برای “کارمندهای چاهار صبحی
  1. محمد می‌گوید:

    آقا ما نفهمیدیم داستان رو… تست چی؟ کجا؟ کی؟؟ بابای این بچه کی بود اصن؟

    • دانشمند می‌گوید:

      تست میگیریم. از سیستم های مشتری از راه دور تست میگیریم. به مشتری راپورت میدیم. بازه ی تست رو ساعت های غیر اداری میذارن که با کارشون تداخل پیدا نکنه. بابای بچه پیدا شد؟

    • محمد می‌گوید:

      آها… یعنی به مشتری باید نشون بدین که سیستمش مشکل داره تا شرکت بره و پول بستونه تا خفنش کنه… بله؟

      • دانشمند می‌گوید:

        نع واقعا. اگه سیستم مشتری مشکلی نشون نده، احتمالا به این معنیه که ما نتونستیم پیدا کنیم مشکل رو. چون معمولا هر سیستمی قبل از اینکه بره بالا کلی سوراخ داره. اگه چیزی پیدا نشه، ما پول رو میگیریم به هر حال. اما مشتری برای کار بعدی مزاحم نمیشه.

  2. ایران می‌گوید:

    یعنی من بمیرم برات که دقیقا میدونم چی میگی. ساعت 6 صبح که ساعت زنگ میزنه میخوام خودمو بکشم! عصر هم که میرسم خونه به چشم همزدنی ساعت شده 10 و من باز میخوام خودمو بکشم! به قول یکی، راحت ترین شغل داشتن بابای پولداره! 😀

  3. 125cdi می‌گوید:

    ديدي !
    اگه همين ايران مونده بودي لااقل 4 صبح بيدار نمي شدي قفلي بري بشيني تست بگيري اونم با اون ريييست
    واقعا الف از دست تو چي مي كشه ؟ ايرانم بود مي كشيد ؟ راسته ميگن خلوصش اونجا بيشتره ؟

    جدي اينكه مگه اون لپتاب كار چند قيمت هستش كه شريكي و شركتي مجبوري استفاده كني ؟

    در پايان خسته نباشي
    واقعا هم از برابري حقوق زن و مرد لذت مي بري از چشات معلومه

    ايران اومدي اين همسايه مون دكتر چشمه كارش خفنه بيا برات چاقش كنه

  4. mina می‌گوید:

    it should be a hard clercial work

  5. فیل خاکستری می‌گوید:

    دونستن اینکه باید فردا زود بیدار شم زجر آوره واسم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: