افت وبلاگ

نوشتنم افت کرده؟  لابد کرده. نوشتن قلقلک میخواد. موضوع میخواد، تنش میخواد، یا نع یک شغل جذاب میخواد، یک بچه ی با نمک یا بسیار مودب موضوع ساز میخواد، یک طلاق کوبنده، یک مهاجرت فشارنده، یک مغز فعال، یه سفر به اوین یا یک سفر به ایران میخواد دست کم، یا حداقل باید در خود مملکتت باشی و ترافیک و آقای رئیس جمهور و نطقش و لاریجانی ها و یارانه ها بهت فشار بیاره خب. آه و اوه و ناله ی مهاجرت چه قدر مگه میشه محتوا؟ چند بار؟ به چند فرم مختلف؟… اصولا نگارنده باید یک دردش باشه که تشیف بیاره بشینه درب لپتاپ را باز کنه مرقوم بفرماد وقایع روزانه را. من هفت سال در حال سگ دو بودم. دویدن برای رسیدن. دقیقا هم نمیدونم رسیدن به چی. ولیکن العان میشود یک سال که با الف زندگی میکنیم و بشقاپ و دیگ و آفتابه رو هم که تو سر هم بشکنیم بعش آپارتمان دیگه ای به عنوان سوراخ فرار از هم نداریم. درس و مشق هم دیگه ندارم، شکایتی ندارم جز بی پولی. اونهم ماهی یکبار حقوقکی میاد و زود خرج میشه…ولیکن به هر حال دیگه العان هاست که احساسی بهم عارض شده که رسیده ام به یک زندگی متوسط مسکوت و بی فغان. حالا اولش هم هست و تا یک جدا شدن تکه تکه کننده یا بچه پس انداختن یا هر اتفاق هیجان انگیز قابل نگارشی چند سالی فاصله داریم. تصمیم هم دارم با آقا و با دلقکاش و با امام زمان و ازلام و باقی مسائل مسئله ساز کاری نداشته باشم که دست و دلم برای یک سفر موهوم به مملکت شهیدپرور اینقدر نلرزه.

 فلذا بعله، افت کردم. بیام مسئله بسازم در زندگیم که ازش بنویسم؟ دست بردارید جان مادرتان. همین چرندیات رو خواستید بخونید. نخواستید این بغل دست راست یک لیست دراز است از بلاگ های بسیار بهتر. خلاص !

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized
7 دیدگاه برای “افت وبلاگ
  1. 125cdi می‌گوید:

    ببين
    از وضع و حال بقيه بگو
    مگه ميشه يه زن فوضولي نكنه ( بخوانيد كنجكاوي )
    تازه اش هم وقتي كمتر بنويسي من نتيجه ميگيرم كمتر تنهايي و غربت بهت فشا مياره كه به فضاي سايبر قدم بزاري

  2. ناشناس می‌گوید:

    I really liked your blog. I don’t know why, but it was one of the blogs that I was geting excited every time I saw it had a new item in my reader. I liked it even more when you wrote about your work, and how it seems not to be very exciting, even though we all know that any work after you get your phd is both more rewarding and exciting.

    I would love to read more about your mundane events, rather than someone complaining about their painful divorce or cute baby.

  3. sarabandt می‌گوید:

    ای بابا. ای آقا. ای خانوم

  4. کِرِیزی در کهکشان می‌گوید:

    راست میگی واقعن. چراغ وبلاگ نفتِ واقعه میطلبه. گوگل کن ببین چجوری میشه پَشِن نوشتن در مورد چیزهای روزمره برانگیخت. باشد که رستگار شوی و از قَبَل آن، ما هم دست خالی از این وبلاگ نرویم.

  5. ایران می‌گوید:

    من وبلاگ تو رو چون شبیه بقیه نیست خیلی دوست دارم! همین چیز هایی که می نویسی، ولو دیر به دیر، خیلی خوبه و نگارشت همیشه دلنشین 🙂
    چقدر همزاد پنداری دارم با نوشته هات!

  6. فیل خاکستری می‌گوید:

    من همینارو دوست دارم.واقعن میگم

  7. عماد می‌گوید:

    همین به قول خودت چرندیات رو بنویس، ما می‌خونیم.
    اگه دنبال ماجرا بودیم می‌رفتیم روزنامه می‌خوندیم از نوع حوادثش یا فیلم می‌دیدیم … فکر کنم حق داری! همون یه چیزیمون هست 😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: