قطری، عرضی، طولی

الف با عرض تخت مشکل داره. خودش آدم پهنیه، خیلی هم گشاد گشاد میخوابه. فلذا تقسیم کردن تخت دونفره ی سایز ملکه با من براش سخته. رویا میبینه من برم ماموریت و تخت برای خودش باشه. حتی یک شب سه ی صبح، بیدار شد، یکم غلط زد و گرومب گرومب با بالشتش رفت رو مبل گرفت خوابید که یعنی جاش کم بوده. بارها بحث مون شده که برو اون ور تر، من دارم میوفتم از این ور. آرنجتو جمع کن… حتی سر پتو زیاد بکش بکش پیش میاد و اصولا صبح پا میشیم میبینیم پتو زیر من جمع شده و الف از سرما چوتولی کز کرده گوشه ی خودش. بالشت هم از همدیگه زیاد بلند میکنیم. یعنی بعد از یک مدتی من همیشه چشم به بالشت الف دارم عوض میکنیم، بعد باز دو سه هفته بعد مال خودم رو میخوام. الان دیگه گم کردیم کدوم مال من بوده، کدوم ماله اون و میچرخه بالشت ها دست به دست، بعضا من یواشکی عوض میکنم جاشون رو، خنده اش اینه که اونم لابد میاد عوض کنه خوبه رو بده من یواشکی. گند میزنه به برنامه های من.

باری، دیشب الف دیگه زد به سرش. گفت من این تخت کوچیکمه. عرض کمه، بیا بالشت ها رو بذاریم تو طول، عرضی بخوابیم، اشکال نداره پاهامون از اون ور میوفته بیرون تو هوا، ولی حداقل جای مانوور غلت زدن داریم. من هم که پایه ی هر اسگل بازی ای هستم. بالشت و پتو رو نود درجه چرخوندیم. لنگامون تو هوا آویزون، فاصله مون هم زیاد، دیگه میشد خر غلت زد از این ور تخت به اون ورش. کپیدیم. من چهار صبح بیدار شدم دیدم قطری شدم، بعد الف گامبالو اون گوشه رو گرفته، لنگهاش نمیذاشت من کامل قطری بشم و فلذا من خود به خود آکاردئون شده بودم. در بین خواب و بیداری یک ذره هلش دادم با پا عقب که برام تو قطر تخت جا وابشه که با توجه به وزن سنگین الف، یک سانت هم جا به جا نشد. فلذا یک دو سه تا لگد ملیحی زدم که یعنی اشتباهی پام خورده که موثر بود و بیچاره در کمال معصومیت بیدار شد، پرسید جات بده؟ گفتم بله، پاتو از جای سر من وردار میخوام برگردم طولی بخوابم. باز چرخیدیم سر جامون و من تا صبح غرغر کردم.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , , ,
نوشته شده در Uncategorized
12 دیدگاه برای “قطری، عرضی، طولی
  1. صاب مرده می‌گوید:

    یه راه حال ساده: تخت King!

  2. فیل خاکستری می‌گوید:

    😀 بیچاره الف

  3. آزاده می‌گوید:

    ما هم دقیقاً همین مشکلو داریم فعلا هم نمیتونیم تخت خوابو عوض کنیم. همسرم هر از چند گاهی میگه وای این تخت خیلی کوچیکه! و میره توی هال میخوابه و منت کشی میکنه که منم برم پیشش اما من نمیرم و خودش بعد از چند شب خسته میشه برمیگرده. اوایل این برام یه معضل بزرگ بود و فکر میکردم نمیخواد کنار من بخوابه اما بعدا فهمیدم نه! واقعاً مشکل فقط سایز تخته!

  4. kasrz می‌گوید:

    دانشمند جونم من خیلی با این نوشته‌ت حال کردم، شاید به خاطر تجارب(×) شخصی . لازم دونستم بیام بگمش نمیدذونم چرا حالا تو این هاگیر واگیر

  5. voice می‌گوید:

    «خر غلت » رو خوب اومدي …

  6. sepi می‌گوید:

    ما به جاش نصف تخت واسمون کافیه 🙂

  7. نگار اىرانى می‌گوید:

    با اين چيزايي كه شما گفتي مشكل از بد خوابيدن شماست نه از سايز تخت!!!

  8. 125cdi می‌گوید:

    روزمره گي داره ميتركونتت ها

  9. goldeneverstand می‌گوید:

    خندیدم. دمت گرم.

  10. teravis می‌گوید:

    عااالی بود خعععلی حال داد، زنده باشی :))

  11. zadsarv می‌گوید:

    من تا به حال با کسی زندگی نکردم که بخوام تختم رو باهاش شریک شم ولی وحشت دارم از این قضیه . جوری که با خودم فکر میکنم که یکی از شروط ضمن عقد این باشه که ببین عزیزم این هیچ معنی بدی نداره اما من میخوام تخت خودم و اتاق خودم رو داشته باشم.

    • دانشمند می‌گوید:

      هاها، البته من در خوبی های همبستری کوتاهی نکنم. بسیار خوبی و نیکویی هست که حالا جای گفتنش نیست !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: