در باب دو میدانی

باید در فعالیت های اجتماعی که کمپانی میذاره شرکت کنی. یعنی اگه بری سر کار، سرت به کار خودت باشه، بی سر صدا ساعت که پنج شد دفتر دستکت رو جمع کنی بری خونه، ماکارونی جوش بدی، با سوس گوجه قاطی کنی بخوری و بکپی، قبول درگاه رئسا نیست. باید فعال باشی، خودت رو در عرصه نشون بدی. بهم متذکر شدن که اگه برنامه ی بار میذارن شرکا، باید شرکت کنی، بری صندلی به صندلی جلوتر تا به یکی از شرکای کمپانی برسی و حتی المقدور خود رو بهش بچسبونی و از وجنات و مفاخر و مواهب طرف تعریف کنی و اصولا هر چی پاچه خواری ات بیشتر تو چشم بزنه و چندش تر باشه، مقبول تره. در همین راستا که خودم رو قاطی کرده باشم با بچه های سر ِ کار واسه یک دوی ده کیلومتر اسم نوشتم. گویا تو آمریکای شمالی پر شرکت کننده ترین مسابقه ی دوی ده کیلومتره. برنامه هم خیریه است. برای اینکه ده کیلومتر عرق بریزی هن هن کنی بدویی، باید پنجاه چوق بسلفی و این پول میره واسه تحقیق روی سرطان و امور خیریه. شرکت گفت ما هر سال تیم میدیم تو برنامه و پنجاه چوقتون رو میدیم اگه میخواید شرکت کنید. من هم در راستای پاچه خواری و قاطی شدن در جمع اسم نوشتم.

بعد خب این قضیه مال چهار ماه پیش بود و هی گفتم از ژانویه تمرین رو شروع میکنم، از فووریه شروع میکنم، از عید نوروزشروع میکنم و حتی یک جفت کفش دویدن خفن فضایی خریدم که از نوک پنجه ها تا پاشنه اش ژل داره و نرمه و خاصیت ارتجاعی داره … و البته حراج هم بود اون مدل. یعنی اصولا سلیقه و کیفیت مطرح نیست. کفش دویست دلاری اگه شده باشه نود و نه دلار و نود و نه سنت، خب پِهن هم باشه ما میخریم.

بعد هم با عذاب وجدان که پول دادیم حیفه، بالاخره واسه خاطر کفشه شروع کردیم به دویدن. اوایل برنامه ی آمادگی دانلود کرده بودم که در شیش هفته برای ده کیلومتر آماده ات میکرد و دو روز در هفته استراحت داشت و یک روز در هفته ی دوی طولانی استقامت داشت و بقیه روزها تمرین های تربیت بدنی میداد و خلاصه خیلی جوگیرانه شروع کردم. بعد دیدم بابا این برنامه سخته و جونم در میاد، قضیه محدود شد به اینکه برم رول تردمیل هن هن کنم. آخر هفته هم برم رو مسیر دم آب هین هین کنم. بعد خب من لنگ هام تاب میارن، اما شش هام همیشه بعد از دو کیلومتر میوفتن به صداهای عجیب دادن، یک طوری نفس نفس میزنم که انگار عنقریبه که بیوفتم رو زمین غلت بزنم کن فیکون شم. بعد یک برنامه ریختم رو موبایلم که میشمرد کیلومتر و قدم رو و وقت میگرفت و گراف میکشید از پیشرفتم و توی هدفونم میگفت آوورین یک مایل، آوورین دو مایل، سرعتت اینقدر بود. بعد از دویدن هم مسیری که دویدم رو نشون میداد و جاهایی که تند رفتم رو سبز میکرد و جاهایی که هندل زدم و شل رفتم رو تو نقشه قرمز میکرد. یک سری موزیک دوبسی هم پیدا کردم که برای سرعت های مختلف دویدن تنظیم شدن و کم کم قضیه سیستماتیک شد. نشون به اون نشون که الان میدوم هفت کیلومتر اما بین هر دو کیلومتر باید یه پنج دقیقه راه برم به شش ها و ریه ام بگم طوری نیست، نمیرید. آروم باشید. ولی آقا جان، سرعتم میانگینش پایینه، اما میرسم جایی که باید برسم. خلاصه راضی ام و بعد از دویدن میام یه سطل آب میخورم، یک دیگ غذا، بعد هم مثل نوزادها ساعت ده دقیقه به ده میخوابم. خیلی بهداشتی و سالم. یک اشکالاتی البته داره، مثلا دوست پسرم ساعت ده آمد دید من خوابیدم آمد کنارم دراز کشید، و عزیزم عزیزم گفت، بعد مثکه خرخرم رفته بود هوا، فهمیده واقعا خوابیدم و ادا و عشوه نیست، رفته بود پکر فوتبال بازی کرده بود پای فیفا. صبح هم من همچین شیر و غبراق رفتم سر کار، اون هنوز تو تخت داشت فکر میکرد که این دوست دختر به کدوم درد من آخه خورده؟ حالا ورزشکار هم شده دیگه هیچی.

ولیکن خلاصه مسابقه یکشمبه ی دیگه است و حالا خواستم اینجا ثبت کرده باشم من اگه وسط مسابقه هن هن زدم و یکهو پس افتادم ریق رحمت رو سر کشیدم، همه اش زیر سر این شیاطین بزرگ امپریالیسته که ما رو به پاچه خواری اجتماعی تشویق میکنه. وگرنه من این بساط هام کجام بوده.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized
26 دیدگاه برای “در باب دو میدانی
  1. از ایران می‌گوید:

    سلام
    میشه خواهش کنم برنامه ای که روی موبایلتون نصب کردین رو معرفی کنید؟

    • دانشمند می‌گوید:

      آره عزیز جان. Nike Running

      • drprincess می‌گوید:

        منم از همین استفاده میکنم. ولی حالا که تو هم شروع کردی به دویدن. میبینی چه سیستم بدن آدم عوض میشه بعد یه مدت دویدن. من اصلاً باورم نمیشد یه روزی بتونم 5 مایل بدوم. یه زمانی بعد دو دقیقه دویدن به چنان نفس نفسی میفتادم که همه دورم زهره ترک میشدن. جالبه که بدن آدم میتونه خودشو اینقدر سازگار کنه. در ضمن دانشمند جان Barefoot امتحان کردی؟

      • دانشمند می‌گوید:

        آره من واقعا برام جالبه. دیروز تازه یک تجربه ی تازه ای کردم. با یک نفر دیگه از همکارام دو تایی دویدم. هفت کیلومتر بدون ایستادن در چهل و هشت دقیقه.

        ولی پا برهنه نع. فکر کنم آسیب بزنم به خودم. یا میخ بره تو پام. هاهاه

      • از ایران می‌گوید:

        ممنون.
        موفق باشین.

  2. pd می‌گوید:

    ها پس اين كغش نايكي رو خريدي؟ حالا خوبه اينقدر ضد امپرياليست هستي ميري هر چي تخفيف خورده رو مي خري. :دي

    • دانشمند می‌گوید:

      نع واقعا. اسم برنامه نایکیه.
      ولیکن نایکی خیلی برند جالبی برای کفش دویدن حرفه ای نیست. فقط خوشگله و هوا داره زیرش و از این قرتی بازی ها.
      Asics یک بند ژاپنی خیلی فکر شده است که بهترین کفش های دویدن رو تولید میکنه.
      ولی آره، دیگه، امپریالیست ما رو در خودش حل کرده !

  3. صاب مرده می‌گوید:

    من بودم صد چوق ميدادم ميگفتم خر ما از کرگي دم نداشت!

  4. شهر خوبان می‌گوید:

    هفت کيلومتر عاليه
    تو اتفخار مايي دانشمند جان :))))

  5. علی پور -ک می‌گوید:

    خوبه شما شروع به فعالیت کردی، من با خودم نقشه کشیده بودم از ایران که اومدم بیرون می رم باشگاه دانشگاه هیکل رو درست می کنم شکم 6 تیکه و گلدونی، بدون چربی اضافه ولی دریغ که در این دو سال هیکلم بیشتر شده شبیه گلدون بر عکس 🙂

  6. Fokomul می‌گوید:

    خوش به حالت! بازم خیلی‌ جای تشویق و تقدیر داری واقعا! من که والا این «از فردا» و «از فلان وقت» و «بعدِ این کار» و «وقتی‌ اون تموم شد» و این چیزام اصلا تموم نمی‌شه! هنوز حتا به دنیای پیاده‌روی هم نتونستم خودمو وارد کنم، چه برسه به دویدن! با اینکه یه ۱۰ تا از این برنامه‌های رنگ به رنگ رو هم گذاشتم روی موبایل‌ام، ولی‌ اصلا مثکه به قول صاب مرده، خرِ ما از کرگی دم نداشته..

  7. mitra می‌گوید:

    دان جان،
    موزیک ها ای هم که گفتی app بودن؟
    من حوصله و وقت موزیک پیدا کردن ندارم، واسه همین اگه همچین چیزی آماده باشه به دردم میخوره حسابی !

  8. kalleinglisi می‌گوید:

    حیف شد …
    حالا نمیشه بگی ،چمیدونم آقامون مریضه نمیتونم بیام، بابا 10 کیلومتره شوخی نیستا .
    خیلی احتمالش هس که دوشمبه بعد پیش ما نباشیا :))))
    خیخ خیخ خخخخخخ
    نه اول میشی ، مطمئنا

  9. ﺭﻳﺤﺎﻥ می‌گوید:

    ﺧﺒﺮ ﺑﻮﺳﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﻳﻬﻮ ﻳﺎﺩﺕ اﻓﺘﺎﺩﻡ.
    ﺑﺪﻭ اﻭﻣﺪﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﺩﻳﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻲ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ي ﺷﻤﺎ ﻳﻜﺸﻨﺒﻪ ﺑﻮﺩﻩ و اﺻﻦ ﻓﺮﻕ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﺘﻮﻥ ﻣﺎﺭاﺗﻦ.

  10. sherry می‌گوید:

    عجب اراده ای داری تو! دمت گرم. موفق باشی قهرمان 🙂

  11. فرشته می‌گوید:

    آفرین به این اراده. حالا خوبه مقام هم بیاری بعد برای فعالیتهای بعدی به زور میفرستنت. 🙂

  12. mag می‌گوید:

    daaaaaaaneshmand to ke tu boston nabudi ?!emruz akhbaro shenidam negaranet shodam.mn hichvaght nadidamet ama avalin chizi k be zehnam resid in bud k ey vaay daneshmandam engar gharar bud tu mosabeghe do sherkat kone

  13. who cares می‌گوید:

    از قضا منم دقیقا همین فکرو کردم و با توجه به آخرین مطلب که در مورد مسابقه دو در آمریکای شمالی بود، بلافاصله به وب لاگ سر زدم که دیدم نوشته روز یکشنبه و خیالم راحت شد که این مسابقه اون نبوده و احتمالا این مسابقه که دانشمند ازش حرف زد تو کانادا باشه.

    • دانشمند می‌گوید:

      من مخلص خوانندگان هستم که نگران نگارنده هم میشند. اینطوریکه این بلاگ و خواننده هاش یک قسمتی از زندگی من هستند که بهش تکیه میکنم. تشکر و ارادت.

  14. ناشناس می‌گوید:

    منم واقعا خوشحالم که خوبی وسلامت

  15. مژگان عباسلو می‌گوید:

    barefoot اسم یه نوع کفش مخصوصه برای دویدن. من روزانه 2 تا 3 مایل می دوم و مشکلم اینه که سریع می دوم و مثل شما بعد از 3 مایل ریه هام نمی کشه. می تونم راه برم بینش و دوباره دو سه مایل دیگه بدوم ولی دوست ندارم. حالا دنبال یک برنامه ی خوبم برای اینکه بتونم مایلیج دویدنم رو زیاد کنم. اگر برنامه ی خوبی سراغ دارید لطفا برای من بنویسید اینجا.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: