بایگانی ماهانه: مه 2013

شرمساری رو تله

تو تله نشسته بودیم میرفتیم بالا با الف، کوه رو تماشا میکردیم. آفتاب هم بود. دماغ و دک و پوز مون میسوخت. یک آقای مقبول پسندیده ای مثلا بگیر مال شرق اروپا بغل من نشسته بود و اونورش یک خانوم

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized

سه چهار ماه مانده به اتمام دهه ی سوم

چند ماهی از دهه ی سومم باقی مانده. یک شبی از شبها، در بغل گرم و پشمالوی عشق زندگی ام، ترس از مرگ (یک بار دیگه کما فالسابق) بر من مستولی شد. یعنی یکبار دیگه به خودآگاهم محکم یادآوری شد

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

معاشرت بروی تشک ماساج

بررسی کردم دیدم که سیصد دلاری ته بیمه ی سلامتی ام مونده که خرجش نکردم. یعنی مریض نشدم امسال و به خرج دوا درمون نیوفتادم و هر چی هم با لنز چشم چلندوم بیمه سلامت ام رو، باز ته اش

برچسب‌خورده با: , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

به خاطر قیمت تخم مرغ اقلا

تحریم پسندان: یک عده با تحریم ها حال میکنند، نفت از ایران نخرند خوشحال میشند. وجود دارن این موجودات. برای اینکه محتاج دارو و دلار و از اون ساده تر، نون شب نیستند. وقتی صحبت ترکیدن میشه، یادشون میره اول

برچسب‌خورده با: , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

مقوله ی مرگ

فیلم و سینما مقام مردن شخصیت ها را پایین آورده  اینقدر که در هر فیلم دراماتیک یا حادثه ای چند نفری توی دوربین میمیرند. ولی در دنیای فیزیکی واقعی نه از پشت مانیتور و تلویزیون، من ندیدم کسی نفس آخرش

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

درباره ی نلی

>> اسامی و مخفف سازی های اسامی در این پست سراسر ساختگی ست << رفته بودم برای کار تورنتو. رئیس فرمود برو، و من گفتم به روی تخم چشمم. تو سایت مشتری، خانوم جوان زیبایی  که در تیم مدیریت پروژه

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized