به خاطر قیمت تخم مرغ اقلا

تحریم پسندان:

یک عده با تحریم ها حال میکنند، نفت از ایران نخرند خوشحال میشند. وجود دارن این موجودات. برای اینکه محتاج دارو و دلار و از اون ساده تر، نون شب نیستند. وقتی صحبت ترکیدن میشه، یادشون میره اول مردم میترکند. چون خودشون در یک حاشیه ی امن قرار دارند. فاجعه ای که به طبقه ی متوسط میره رو نمیبینند. تا مهد دموکراسی هم نشه رای نمیدن. رای ندادن شون از لجبازی و قهره. انگار که مثلا با طرف مقابل (حکومت) مشکل شخصی و دعوای خاله زنکی داشته باشن، مهمونی حکومت (رای گیری) رو نمیرن. دیگه نمیدونم چطوری برداشتم رو توضیح بدم که این موجودات چطور فکر میکنند.

 کوتاه ترین مکالمه ی دنیا: 

با مادرم تک و تعریف میکردیم. یک چیزی باید بهش میگفتم، اما هی یادم میرفت. حتی چند دقیقه از تک و تعریف استعفا دادیم و من در سکوت فکر کردم ولی یادم نیامد. گفتم باشه، حالا بعدا که یادم بیاد حرف میزنیم. تا گوشی رو قطع کردم، یادم آمد. دوباره کارت تلفن رو برداشتم، زدم یک برای انگلیسی، کد را وارد کردم، شماره ی خونه مون رو تو تهران گرفتم. مادرم برداشته، میگه، بله. میگم مامان منم.. میگه اواه، چی شده؟ میگم هیچی یادم اومد: «لطفا رای بده». از پای تلفن حتی دیدم که فکش یکم اوفتاد پایین و شاید میخواست گوشی رو بزنه توی سرم. شاید یاد هوارهایی افتاد که من سرش زدم اون شبی که از اوتاوا رسیدیم و نتیجه ی رای شماری را شنیدیم. شاید خواست بگه باز تو جوگیر شدی؟ سی سالت شده زن. ولی کظم قیض کرد گفت: رای؟ گفتم آره، برو رای بده لطفا. تنهای کورسوی امیدی که یکروز واسه یک سفر برم افتادن آبها از آسیابه. کورسو امیدم اینه که رو به همون انرژی فسیلی بیاریم و تحریم ها تموم بشه، و به قوه ی ولیعصر قیمت تخم مرغ و شیر و نون به حالت عادی برگرده. امیدهامو قیچی کردم و یکم سخنرانی کردم پای تلفن که حالا که حق رای رو داری و نیامدن در روز روشن اون رو هم حذف کنند، حتی اگه قراره بره توی جوب، حرفت رو بنویس روش. گفتم ضرر شخصی که نمیکنی. چیزی رو که از دست نمیدی حتی اگر کاغذت از توی جوب سر در بیاره. آمدم روضه ی سوزناک ِ معین هشت سال پیش رو بخونم که آروم گفت خیلی خب. باشه. گفتم مامان جان امسال من اولین سالیه که نمیتونم رای بدم. از طرف من رای بده. گفت رای گیری از طرف کسی نیست. از طرف خودم میرم میدم. پرورو شدم گفتم مامان جان به خانومهای تو پارک که میرید ورزش هم میگی رای بدن؟ گفت قیمه قیمه ام میکنند بچه، قیمه قیمه! پارک راهم نمیدن. گفتم خیلی خوب. خودت کافیه. گفت باشه. قطع کردیم. مفید و مختصر.

مسئله ی جوب: 

رای مون توی جوب یا روی تخت طلا، به هر حال، به عنوان یک ملت در تاریخ کشتیم خودمون رو واسه همین حق رای..  یکبار ریخته شد تو جوب، همچین تا دسته مملکت رفت توی دردسر. کار به شیشه ی نوشابه کشید. ریده شد به هر قطره آبروی باقیمانده شان. شاید اینبار حیا کردن. برای اون احتمال ناچیز حیا، رای رو باید همیشه داد.

خانومهای پارک: 

من حالا فکری ام این خانومهای توی پارک چرا اینقدر غیرتی اند رو رای ندادن. بابا به خاطر قیمت تخم مرغ اقلکم یک کاری بکنید. آزادی و دموکراسی که عددی نیست.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized
21 دیدگاه برای “به خاطر قیمت تخم مرغ اقلا
  1. رفسنجانى به نظر من رد صلاحيت ميشه. دلايل زياد و واضحى هم داره. اگر حرف من درست بود، باز هم بايد راى داد؟ به كى؟ به چى؟ به قاليباف چوب زن؟ جليلى اتمى؟ ولايتى بنگى؟ جدا خوشحال ميشم بدونم در صورت حذف رفسنجانى از اين معادله نظرت چيه.

    • دانشمند می‌گوید:

      هیچی داداش. من فکر میکنم آقا اجازه دادن هاشمی از این گه ها بخوره.
      یکجا رو فیسبوک تو استتوس کسی خوندم که:
      من هنوز نمیفهمم هاشمی با چه تحلیلی وارد رقابت شده و انتخاباتی که میتونست خیلی آروم و با اعلام ولایتی به عنوان برنده تموم بشه رو تبدیل به یک بازی ریسکی کرده که این دفعه برنده اش به احتمال زیاد می‌تونه یا جلیلی باشه یا یه شارلاتان دیگه لنگه احمدی نژاد. و این یعنی بهم ریختن دوباره مملکت تا چند سال. دور از ذهن هم نیست که واسه‌اش دون ریختن که بندازنش تو تله و بدتر از قبل لجن‌مالش کنن و برای همیشه اوتش کنند و یا هزار تا احتمال ناگوار دیگه.

  2. جیم می‌گوید:

    به کی رای بدن اون وقت؟ بعد رای بدن تحریم ها از بین می ره؟

    • دانشمند می‌گوید:

      من رو فیسبوک یک نفر یک تحلیل عالی از هاشمی خوندم که خلاصه اش اینه:
      هاشمی یک رهبر آزادیخواه و مردمی و دموکرات و اسطوره اخلاق و شرافت و سیاست و کیاست نیست. هاشمی یه آخوند نچسب هشتاد ساله است که از فرصت تغییر کردنش اقلا ۴۰ سال گذشته، به اندازه شما و یا حتی خیلی کمتر از شما هم دغدغه دموکراسی و حقوق بشر نداره، شک نکنید که روز بحران بین مردم و نظام، جانب مردم رو نخواهد گرفت چون هرچی داره از این نظام داره و برای استقرارش خودش رو جر داده. اینا رو گفتم که فردا وقتی از منبع موثق شنیدید هاشمی قلبا به اسلام و امام و انقلاب عشق می‌ورزه یهویی شگفت زده نشین. هاشمی با همه ناگوارایی‌هاش از نظر من یقینا در بین رهبران و حاکمین تاریخ ایران، در رده خوبها قرار می‌گیره. کسایی که شاید از ریخت و قیافه و رفتارشون خیلی خوشمون نمیومده و رفتار جذاب نداشتن و شعارهای فریبا نمی‌دادن ولی برایند عملکردشون به خیر و صلاح مملکت بوده. یعنی از بقیه کمتر بدتر بوده؛ دقیقا همین! فقط مزیتش از نظر من در این لحظه اینه که تنها کسیه در ایران که می‌تونه در عین مدارا با رهبری، سیاستهای خودش رو هم که در مجموع به نفع همه ماست تا حد قابل قبولی پیش ببره و سطح خوب و لازمی از آرامش رو به کشور برگردونه. الآن هم آدم مناسب رو متناسب با لحظه‌ای که در اون هستیم در اختیار داریم. چیزی که همیشه مهیا نیست.
      هاشمی یه داروی تلخه برای کمک به زنده موندن و سرپا شدن دوباره جامعه ای که هیچوقت اولویتهاش رو درست تشخیص نداده. دارویی که اگه از گلو بره پایین و پس زده نشه، ممکنه اثر کنه؛ یه تیر در تاریکی.من به «همین آدم» میخوام رای بدم، اون هم با پذیرش همه شرایطی که توصیف شد و چون پذیرش این شرایط برای عمده هموطنان مشکل‌پسند و پرفکشنیستم خیلی سخته، این دفعه هیچ اصراری برای جلب همراهی کسی نمی‌کنم و هیچ امیدی هم به موفقیت طرجم ندارم ولی می‌خوام در سمت درست تاریخ بایستم. سمتی که فردا اقلا پیش خودم شرمنده نباشم

      • kalleh ghand می‌گوید:

        مواظب باشيد جاى دارو زهر استعمال نكنيد كه هر دو تلخند اما اين كجا و آن كجا؟ مى گن استحاله خوبه ولى ديگه نه تا اين حد. كسى تا 4 سال پيش چشم ديدن هاشمى رو نداشت، حالا شده منجى!
        بهترين جواب به اينگونه نوشته ها كه دعوت به مشاركت مى كنن رو آقاى محمد نوريزاد داده. توصيه مى كنم بخونيد:
        مواظب باشيد جاى دارو زهر استعمال نكنيد كه هر دو تلخند اما اين كجا و آن كجا؟ مى گن استحاله خوبه ولى ديگه نه تا اين حد. كسى تا 4 سال پيش چشم ديدن هاشمى رو نداشت، حالا شده منجى!
        بهترين جواب به اينگونه نوشته ها كه دعوت به مشاركت مى كنن رو آقاى محمد نوريزاد داده. توصيه مى كنم بخونيد:
        «انتخابات پیش روی، با همه ی هیاهویی که درمسیر”حماسه” بدان دچارخواهد شد، با من نسبتی برقرارنمی کند. یعنی راستش را بخواهید بجزیکی دوبار با هیچ انتخاباتی “حال” نکرده ام. چرا که انتخابات های اسلامی را درخت خشکی می بینم که ازآن رخت ولباس وپارچه های رنگین آویخته اند. بقصد فریب. نه فریبی پیچیده درهزار ترفند مکارانه. بل آشکار ودم دست. فریبی ازجنس خرکردن مردم. آشکارا.»

      • London from London می‌گوید:

        من درک نمیکنم کسی رو که میگه برین رای بدین
        چطور به عکس ندا یا سهران نگاه میکنه، بابا ملت بی عرضه ای هستیم هیچ غلطی نمیکنیم خودمون رو توجیه میکنیم که بریم رای بدیم، یعنی …. خل تر از کسائی که توجیه میکنن رای دادن رو ندیدم، میخای بری رای بدی برو بدهههههه دیگه توجیهش نکن !

  3. اسپریچو می‌گوید:

    رای بدیم قیمت تخم مرغ میاد پایین؟ اگه میاد باشه میریم رای میدیم چرا که نه

    • دانشمند می‌گوید:

      امیدوارم جوابی که برای جیم گذاشتم سوال شما رو جواب بده.
      اکبر آقا هیچ تحفه ی خاصی نیست. نه مرده کشته ی دموکراسیه نه سردار اقتصادیه، نه معجزه ی سیاست خارجیه. ایشون فقط گنده هست به اندازه ی کافی که یکم کنترل اوضاع رو در دست بگیره و با رهبری به یک نیمچه صلحی برسه. دیوانه هم نیست، که در عرصه ی سیاست ایران، دیگه کافیه. یعنی قافیه اینقدر تنگه که دنبال صفات نیکو نیستیم دیگه، فقط شر مرسانند. نهایتا، هاشمی شاید تنها آدمیه بین کاندیدها که یک امیدی هست که فتیله ی هسته ای که پایین بکشه و تعادل رو به سیاست خارجی برگردونه. چیزی که مملکت به شدت بهش نیاز داره. اگه بهش رای ندیم، پیشنهاد شما چیه؟ چه خاکی بر سر کنیم؟ یعنی هشت سال پیش که ندادیم چه گلی دقیقا به سرمون زده شد؟

  4. مریم می‌گوید:

    «کظم غیظ»

  5. دانشمند می‌گوید:

    من در مورد کامنت ها توضیح بدم. این پست ها، معمولا یک عده تحریم پسند پرخاشگر رو جذب میکنه، که یکهو کل توده ی ملت ایران رو خر مینامند. کلا اون جور کامنت ها رو گذاشتم فیلتر خود ِ وردپرس میگیره! یعنی من فحش خورم ملسه، ولیکن دیگه فحش ملتی رو فیلتر میکنم. این از این.
    ثانیا، اگر کسی میخواد رای نده، به من چه. نده. من داشتم صحبت هام رو با مادرم نقل قول میکردم. والسلام.

  6. فیل خاکستری می‌گوید:

    منم دقیقن به همین خاطره که دارم خودمو جر میدم میگم به اکبر آقا رای بدین و به همه هم بگین که من میخام به اکبر رای بدم

  7. مریم می‌گوید:

    حالا اصلا من بحثی ندارم که هاشمی خوبه یا بد. یا به کی رای بدیم! آخه دخترم، مگه اصلا قراره کسی رای ها رو بشمره؟ پس یعنی غلط کردیم چارسال پیش؟ یعنی انتخابات سالم و مردمی؟

  8. لی لی می‌گوید:

    می خوام یه سوال بپرسم، ممکنه احمقانه باشه… اما واقعا جوابش رو نمیدونم. توی این جور انتخابات رای ممتنع وجود نداره؟ منظورم اینه رایی که توی مجموع رای ها حساب بشه اما به نامزد خاصی نباشه. میدونم که نیست و الا خب اینهمه بحث نمی شد… اما چرا؟ توی چه جور انتخاباتی رای ممتنع هست؟ اگه میدونی بهم توضیح بدی ممنون میشم 🙂

  9. SIAVASH می‌گوید:

    سگ زرد برادر شغاله

  10. نازنی می‌گوید:

    ژانر: اینایی که ایران زندگی نمی کنن ولی از دور خوب بلدن شعار بدن

  11. man می‌گوید:

    hala ke Rafsanjani radde salahiyat shod, nazaret hannoz be ray dadan hast?l

  12. London from London می‌گوید:

    بخش عمده‌ی داستانِ هاشمی رفسنجانی، به عنوان فصلی در تاریخ معاصر کشورمان و حرف و حدیث‌های فراوان و حواشی گوناگونِ پیرامون این فرد و خانواده‌اش، زائیده‌ی یک توهّمِ سی و چهار ساله در اذهان ایرانیان، از دوستداران و موافقانش گرفته تا بی‌طرفان و تا مخالفان سرسختش است. توهّم به باهوش و زیرک و سیاستمدار بودن هاشمی رفسنجانی! در حالی که در کارنامه‌ی این فرد، در هر مقام و مسئولیتی که داشته، جز شکست‌های مفتضحانه برای خودش، اطرافیانش و مردم مشاهده نمی‌شود. چه در مقام فرماندهی جنگ که نتیجه آن بر کسی پوشیده نمانده و چه در مقام سردار سازندگی که دستاوردی نداشت جز بیشترین کاهش ارزش پول ملی و بیشترین نرخ تورم و تعدادی برکه‌های اندکی بعد تبدیل به لجنزار و باتلاق شده، به عنوان سدّ که ساخته شدند، صرفاً برای ارضای کمبودهای روانی یک ملای کویرنشین و سابقاً رنج‌کشیده از کم آبی که از بداقبالیِ این سرزمین، به مقام ریاست جمهوریش رسیده بود. اضافه کنید انزوای بین‌المللی که در پایان دوره‌ی ریاست او ایران دچارش شده بود، به دلیل اقدام دستگاه امنیتی او در حذف چند چهره‌ی خنثی و واجد کمترین اهمیت در اپوزیسیون، در رستورانی در قلب اروپا و به روش گانگسترهای دهه‌ی بیست شیکاگو!
    ناتوانی این فرد آن اندازه بوده که وقتی مهم‌ترین حامی او یعنی خمینی در اوج قدرت بود، حسن لاهوتی اشکوری، پدرِ شوهرانِ دو دخترش، را یکی از پادوهای رده‌ی سوم و چهارم نظام، یعنی اسدالله لاجوردی به قتل رساند و از هاشمی جز سکوت دیده و شنیده نشد. سال‌ها بعد هم دخترش در ملا عام و در یک مکان مذهبی مورد بدترین فحاشی‌ها قرار گرفت و باز هم سکوت از سوی آخوندی که به ناموسش تعرض شده بود. دخترک حتی کارش به زندان کشیده شد. حدس بزنید عکس‌العمل پدر قدرتمند و صاحب نفوذش چه بود!

    در حوزه‌ی سیاسی نیز در مقام ریاست مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری و ریاست مجمع تشخیص مصلحت و نیابت مجلس خبرگان، کارنامه‌اش تماماً به تقویت رقبا و تضعیف دوستان و هم پیمانانش و حامیانش منجر شد. نمونه‌های برجسته‌ی آن عبارتند از جعل یک روایت از خمینی و پلکان شدن برای رهبری فردی که از همان ابتدا مهم‌ترین رقیبش شد، خالی کردن پشت غلامحسین کرباسچی شهردار تهران در دوران ریاست جمهوریش، ناتوانی از مدیریت جبهه‌ی دوم خرداد، تا جایی که پاسدار یک لا قبا و بدنامی که از سوی همپالکی‌های چاقوکش و لات خودش، اکبر پونز لقب گرفته بود، او را به لجن کشید و در انتخابات مجلس ششم به آقاسی تبدیل کرد، شکست انتخاباتی از فردی دون پایه به نام محمود احمدی‌نژاد آنهم چنان با ذلت و خواری که مجبور شد بگوید شکایت به خدا خواهد برد و آخرینش هم به هیچ گرفته شدن از سوی نظام و حکومتی که تشخیصِ صلاح و مصلحت آن نظام در حوزه‌ی اختیارات خودش بوده است!

    توهّمِ هاشمیِ سیاستمدارِ زیرک و باهوش به سرعت در حال رنگ باختن است و آنچه در اذهان باقی خواهد ماند، آخوندی حریص و قدرت طلب و فاسد با خانوداه‌ای حریص‌تر، فاسدتر و از خودش زیان‌بارتر به حال این ممکلت است که همگی در حماقت و بلاهت به آن میزان بهره‌مندند که از پنهان کردن آن، حتی از رخسارشان نیز ناتوانند. همان حرص و همان حماقتی که این آخوند را وادار می‌کند از آخرین مقام خود یعنی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام داوطلبانه کناره‌گیری نکند، قبل از اینکه به مفتضحانه‌ترین شکل ممکن و توسط سید علی خامنه‌ای از آن مقام خلع شود!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: