از ارتفاعات آسمان ابری بر تو عن میبارد

صبحی مرغی که بر شاخ درختی نشسته بود بر من رید. البته من خودم شخصا مرغ را ندیدم. نمیدانم که بر درخت نشسته بوده یا نه. شاید در حال پرواز بوده و از ارتفاع رفیعی بر من ریده. یحتمل اینطور بوده. من البته متوجه نشدم که عن مالی شده ام. رسیدم دم شرکت، میخواستم بوس سحرگاهی را به الف بدهم و از هم جدا بشویم هر کس برود سمت اداره ی خودش که دیدم روی کیف دستی ام تیکه های سبز گه مرغ کپه کپه نشسته. انگشتم را مالیدم که ببینم تازه است. بله تر و لزج بود. خودش بود. عن مرغ.

به الف گفتم بازرسی ام کند ببینم آیا جای دیگری هم عن مرغ مالی است. بله، ظاهرا پشت پالتو ام هم زیبا سازی شده بود. ظاهرا آستینم میمالیده بهش و با آستیم عن را به کیفم کشاندم آوردم. صاف رفتم توالت های شرکت و کیفم را پاک کردم. دستی که برای آزمایش میزان خیسی چقوله ی مرغه استفاده کرده بودم را هم آب کشیدم. کتم را در آوردم. کثافت بود. بیخیال پاک کردن کت شدم. رسیدم بالاخره سر میزم. چایی ریختم و صبحانه ام را در آوردم. اما عقم میامد میل کنم. احساس میکردم دستم هنوز عن مرغی است. یک بار دیگر برگشتم دست شویی و دستم را دوباره مفصل صابون مالی کردم و شستم. از این وسواسهای مریض گونه گرفته بودم. مدل آدمهایی که در زندگی گه ندیده اند و ننر بار آمده اند. بالاخره صبحانه را خوردم و پالتوی گلگون را برداشتم رفتم زیر ساختمون دنبال خشک شویی.

به خانوم توی خشک شویی توضیح دادم که پرنده ای بر من ریده. کلی با هم خندیدیم. پیرزن هندی لاغری بود که دلش به وضعیتم کمی سوخت. گفت ما خشک شویی را همان روز تحویل نمیدهیم. ولی همین یه لکه را برایت میشورم. عصری بیا بگیر. امیدوارم بیست دلار نخواهد مرا تیغ بزند. توالت مرغ اینقدر گران؟

به این ترتیب تا عصر در ساختمان محل کارم حبس شده ام. هوا آنقدری سرد است که نتوانم جایی بدون کت بروم. البته من آنقدرها بین روز از اداره بیرون نمیزنم. کاری ندارم آن بیرون. زیر سقف همه چیز هست. چایی، قهوه، بانک، حتی خشک شویی که عن مرغ پاک میکند. بنابراین همه چیز سر جایش است. مرغهای آسمان هم بر من برینند از حال خوب من کم نمیشود. عصر رفتم پالتو را گرفتم. یک دختر جوان هندی تپل مپلی پای دخل بود این بار. گفت شد بیست و پنج جوق. ای بر پدر مرغ هوا لعنت که گران میریند.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , ,
نوشته شده در Uncategorized
14 دیدگاه برای “از ارتفاعات آسمان ابری بر تو عن میبارد
  1. soode می‌گوید:

    چه گران! چي بوده اين مرغ هوايي كه اينقدر گنده ريده

  2. ناشناس می‌گوید:

    migan shans miareh barat

  3. Sina می‌گوید:

    صبحی مرغی که بر شاخ درختی……
    ta inja ke khundam ye lahze ffekr kardam mikhai monajat haye khajeh abdollah ansari benvisi 😀

  4. مامان می‌گوید:

    اینطوری که تو تعریف کردی بدتر هم به نظر میرسید این اتفاق رایج!!

  5. دیلا می‌گوید:

    بسی خندیدیم. و البته ابراز همدردی میکنم.
    من یکی از فوبیاهام همینه. هر موقع از زیر درختی رد میشم که بخصوص صدای پرنده هم اون اطراف بگوش میرسه، هر آن منتظرم تالاپی یه چیزی هوار شه رو سرم. بیش از همه چیزم از اینکه بره توی موهای سرم میترسم.

    وای ولی 25 دلار واقعا زور داشته. آدم دلش میخواد پرندهه رو گیر بیاره ایزوگام کنه قسمت مربوطه اش رو. هاهاها

  6. پ می‌گوید:

    ساختموناي خ جمهوري آدم ميرينن هه.

  7. مریم می‌گوید:

    مرغهای آسمان هم بر من برینند از حال خوب من کم نمیشود
    اخ چه دوست داشتم این جملتو .باس با اب طلا بنویسمش بزنم سردرِ شرکتمون.لاو یو دانشمند جون حونی

  8. بین التعطیلین می‌گوید:

    25 دلار کانادا میکنه به عبارت 68 هزار و 125 تومن .
    اینجا با 15 هزار تومن میشورن . البته هندی و تپل مپل نیستند .

  9. هویجوری می‌گوید:

    جدیدا یه ضرب المثلی یاد گرفتم بدین شرح «اونکه به ما نریده بود/ کلاغ …ون دریده بود.»
    اگه زودتر یا گرفته بودمش برات میفرستادم که تو جواب کامنتای اون پست «چرا من چیزی-بکش نشدم» بزاریش…

  10. "هـ" دوچشم می‌گوید:

    «خواندن لین کامنت به افراد زیر 13 سال توصیه نمی شود»
    شاعر میفرماید: «از اون بالا چلغوز میایـَه، از کان کفتر میایـَه …»

  11. خواننده قدیمی می‌گوید:

    دانشمند این «بفرماید شام» اومده کانادا، میشه توش شرکت کنی، ما روی ماهتو ببینیم؟ لطفا 🙂

  12. edrism می‌گوید:

    کامنت آخر :))

  13. غرور و تعصب می‌گوید:

    فک کنم از اینکه هوایی برینن لذت میبرن 😉 😀

  14. سمر می‌گوید:

    چقدر این پست و پست » چرا من چیزی بکش نشدم » رو خوب نوشتید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: