بایگانی ماهانه: آوریل 2014

میشد حدس زد این را خواهم نوشت: شهرام ناظری در ونکوور

قاعدتا میشد حدس زد که اتفاق پر سر و صدایی مثل کنسرت شهرام ناظری در ونکوور حادث بشود، اینجانب در موردش افاضه ی فضل میکنم. در زندگی به جز اندک اندک چیزدیگری از شهرام ناظری در یادم نیست. اصولا این

برچسب‌خورده با: , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

داستان سیگارهایی که با نانا نمیکشم

نانا منشی شرکت است. یکی از دویست تا منشی شرکت. نانا در عصری که دیگر کسی کتاب نمیخواند، کتابخوان است. اینقدر جدی است که کلاب کتابخوانی دارد، و میرود برای کتابهایش امضاء میگیرد از نویسنده. نانا مظلوم است، به هیچ درخواستی

برچسب‌خورده با: , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized