فوتبال فقط برای مذکران، که خوش باشند و برخود ببالند

من زیاد ادعای فمینیست بازی ام نمیشود. اینقدر علما آمده اند و تعریف اش کرده اند و بر علیه و بر پشتیبانی اش به هم حمله کرده اند که از حوصله ی صبر من خارج است. به نظرم غریب میاید که اصلا صحبت برابری زن و مرد بشود. آنقدر به نظر بدیهی است که برابریم که حوصله ندارم در موردش حرف بزنم. آدم در مورد روشنایی روز و تاریکی شب زر زر نمیکند. از آن ور هم به علت عضویت در حزب برابری فکر نمیکنم زن و مرد باید مثل هم باشند که برابر باشند. زنان میتوانند نگران ناخن هایشان باشند و مردها نگران ماهیچه های شکم شان و هنوز با هم برابر باشند. زنان میتوانند در مورد بچه دار شدن و لانه ساختن رویا بافی کنند و مردان دلشان زنان بیشماری بخواهد اما همچنان با هم با احترام و صداقت برخورد کنند و حق همدیگر را ضایع نکنند. خلاصه من خشتک پایم نمیکنم در عروسی که بگویم با مردها برابرم، صبح به صبح آرایش مرتب و با تفصیلی میکنم و به خودم زلمب و زیبوی بدلی آویزان میکنم و کاملا هم احساس میکنم سر کار با آن پسره که با پیرهن چروک و مف آویزان میاید برابرم و لازم نیست به مانند او قیافه ی نابغه بودن بگیرم، دامنم میتواند تنگ باشد و مثل یک خانوم بروم و بیایم و همچنان در تکنولوژی متخصص باشم. قابلیت هایم و خلاقیت ام با مردان سر کارم توفیر خاصی ندارد.

قبول هم کرده ام که از بعضی جهات ضعیف تر از یک مرد عمل میکنم. واضح است دور بازوی لاغر تری دارم و اجسام سبکتری را میتوانم جا به جا کنم. از نظر فکری هم مدل استدلال و خلاقیت و استعدادم هم با بقیه ی مردم (چه زنان و چه مردان) فرق دارد. خودم قبول دارم که بعضا تصور غلطی از درازای کون و کپل ماشینم دارم و در زمینه ی پارک دوبل خنگ میزنم. خیلی از این بابت متاسف نیستم. مغزم اهمیت زیادی برایش قائل نشده و خاطرم مکدر هم نمیشود کسی شوخی کند بگوید بلد نیستی پارک کنی. به هر حال با سه چهار دفعه جلو عقب کردن ماشین را در هر سوراخی جا میدهم. به جای اینکه بخواهم با یک فرمون بروم بیشتر قصد دارم به ماشین خط نیوفتد. این تفاوت مغزم با الف است که نگرانی من خط و خال افتادن به ماشین است و نگرانی او با یک فرمان رفتن در هر سوراخی! در بعضی زمینه ها استعداد بیشتری داشته ام. بلدم بهتر مخ مردم را بزنم. بلد چرب زبانی کنم و معامله را جوش بدهم. در یک مکالمه ی متشنج بلدم مردم را آرام کنم. تصویر بزرگ مسئله از جزئیات برایم مهم تر است و بعد کم کم به جزئیات توجه ام جلب میشود. زنانی هم میشناسم که پارک دوبل شان خیلی شوماخری است و مثلا نخبه ی ریاضی هستند ولی هوش اجتماعی بالایی ندارند. اینها ملاک برای برتری یا نابرابری برایم نبوده.

علاقه های زنان و مردان میتواند متفاوت باشد. اصلا علایق مردم دو تا کشور ممکن است فرق کند. یک ملت فوتبالی باشد، یک ملت خاطر هاکی را بخواهد. اینها باعث برتری نیست. اصولا اینکه در هر سوراخی بگردی یک علتی بر تیزی خودت پیدا کنی، یا تصور کنی ماتحت آسمان سوراخ تنگی داشته و تو را اِخ کرده چون عاشق فوتبالی یک طورهایی ابلهانه است. این چرندیات رو میگویم چون امروز روی فیسبوک یک آدم دوری خوندم که خطاب به زنش گفته بود از این هفته که جام جهانی شروع میشود حق ندارد به ریموت کنترل تلویزیون دست بزند، حق ندارد در طول بازی حرف بزند، دیدن صحنه های آهسته همانقدر مهم است که دیدن بازی زنده، و از زنش خواسته بود نپرسد الان بازی بین منچستر است یا کجا، چون هیچ کدام نیست. زیرش هم یک مشت جمع شده بودند زنان را به خصوص خطاب قرار داده بودند که آره شما نسوان اسکل هستید جملگی، چون خبر ندارید کدام تیم ها در جام جهانی حضور دارند و نمیدانید این منچستر و بایرمونیخ نیست و جام جهانی است و خلاصه خیلی ابله هستید در این زمینه و خودتان را این یک ماه جمع کنید از زیر دست و پا که ما مردان بتوانیم با فوتبال حال بنماییم.

میدانم، خودم صد بار همخوان کرده ام، آدم خوشحال که سرش شلوغ باشد و علاف نباشد و هزار تا گره نداشته باشد، نمیرود روی فیسبوک زیر استاتوسهای مردم بی ربط که مثلا برای خنده به زن شان و بقیه زنها نسبت بیشعوری در فوتبال میدهند پیغام پسغام بدهد، ولی کل مجموعه ی حرفها که شما اسکلید چون زن هستید به من گران آمد. خودم در یک درجاتی فوتبالی هستم. هیجان زده میشوم با فوتبال. فیفا بازی میکنم روی پلی استیشن و خود الف و تمام دوستان الف را میتوانم روی پلی استیشن پاره پوره کنم اگر روز ِ خوبی داشته باشم. مرده ی فوتبال نیستم اما میدانم چه تیمهایی در جام جهانی هستند. ولی خب این دیوانگی برای فوتبال با زندگی روتین و عمله گی سر کار و نیازهای اولیه بشری از قبیل خوردن و خوابیدن و شاشیدن جور نیست. حداقل برای من نیست. چون مغز من لابد در طی تکامل یک طوری طراحی شده که حتی اگر فینال جام جهانی باشد مشغول به رسیدگی به امور باشم، اگر نوزادی دارم بهش برسم، و فقط بین دو نیمه بهش سر نزم و مراقب باشم بچه هایم از غار فرار نکنند و مرد قوی هیکل ماهیچه ای پشمالویم را ماده ی دیگری ندزدد. چه میدانم دلیلش چی است که اینقدر در یک امر حل نمیشوم که به مرحله ی ذوب برسم و هیچ کس و هیچ چیز برایم مهم نباشد. ظاهرا مردان در فینال جام جهانی به مرحله ی ذوب میرسند. خب برسند، من این را به حساب اسکلی شان نمیگذارم. میگذارم به حساب اینکه مغزشان این طور در طی تکامل شکل گرفته که بتوانند به شدت تمرکز کنند، جزئیات برایشان مهم باشد، از آدرنالین به ارضاء برسند و کذا. خلاصه نمیفهمم اینکه مغز من و فلانی دو تا ماشین مختلف هستند چرا به حساب اسکلی من نوشته میشود نه به حساب بلاهت طرف مقابل؟ شاید چون تاریخ و فرهنگ عامه را تا الان مردان مکتوب کرده اند. چون در نوشته و فیلم و جوک و داستان از چشم خودشان فوتبال، دست به فرمان، علم، تکنولوژی و غیره را به خودشان نسبت داده اند و هر موجودی که مثل شان به این موضوعات نپردازد را ضعیف تر یا مسخره توصیف کرده اند.

خلاصه نمیدانم درست منظورم را گفتم یا نه، اما بعضا مردان خیال میکنند این خیلی مردانگی و ویژگی مثبتی است که فوتبال برایشان از همه چیز مهمتر است و نگاه مسخره ای به بیخیالی یا بی علاقگی زنان به فوتبال دارند. رویشان بشود میگویند خانوما برن غیبت کنند، یا با ناخن هایشان بازی کنند. از این وضعیت حرصم میگیرد. میفهمم چرا یک عده فمینیست دو آتشه میشوند و سعی میکنند نشان بدهند با مردان فرقی ندارند و همه کار و قیافه و سکنات شان به مردان میرود.

امروز احساس کردم از این آدمهای مشکل دار علاف هستم در فیسبوک که بین یک مشت واستاده ام دارم روی شبکه ی اجتماعی داد میزنم خیلی بی ادب اید. آنها هم لابد میخندند میگوید بیا برو با ناخون هات بازی کن ضعیفه بذار ما به فوتبال مون برسیم و بر خودمان ببالیم.

Advertisements
درباره

من کارمند روزم. دلداری ام اینه که شبها نویسنده ام

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized
8 دیدگاه برای “فوتبال فقط برای مذکران، که خوش باشند و برخود ببالند
  1. Tima می‌گوید:

    طلا بگیرن. بس که خوب گفتی‌.

  2. ناشناس می‌گوید:

    بعد از خوندن متن متوجه شدم که چرا ما مردها برتریم! واقعیتش تا حالا نمیدونستم تو این همه زمینه بهتریم 😀

  3. گردآفرید می‌گوید:

    آها خیلی خوب گفتی دانشمند عزیز، همیشه همین چیزا تو ذهن منم می اومد، وقتی زن ها به اسم فمینیست بودن می خوان خودشون و وجنات و سکناتشون رو شبیه مردان در بیارن این خودش تایید کردن برتری مرداس دیگه، حکایت ما هم شبیه اون جماعتی که همش خودشون و می خاروندن، یک غریبه که رفت بینشون و خودشو نمی خاروند فکر کردن مریضه گرفتن بردنش که مرضش سرایت نکنه!

  4. دیلا می‌گوید:

    من خیلی دلم میخواد بدونم در کدوم نقطه تاریخ و به چه علت کدوم زنی اجازه داد مردها اینطوری افسار همه چی رو به دست بگیرن که به این شکل خودشیفته بشن و تا قیوم قیامت هم نشه درستشون کرد.

    مثلا به لغت «خاله زنک» فکر کنید. قطعا و حتما این لغت اختراع مردهاست.
    بعدشم از اونجاییکه زورشون رسیده قشنگ اینو جا انداختن.
    من اینجا دو سه بار تجربه اینو داشتم که آزمایشگاه های بغلیم (چند بار اسباب کشی داشتیم توی دپارتمان) همه متشکل از پسرهای ایرانی بوده. چشمتون روز بد نبینه که وقتی دور هم جمع میشن و نمیدونن کسی صداشونو ممکنه بشنوه به معنی واقعی مزخرف ترین و بی مایه ترین حرفها و آخر غیبت و جفنگ گفتنن. یعنی هزار بار فضولتر و کنجکاوتر در مورد اینکه کی زنش حامله اس و کی دوست دخترش چه شکلیه و کی روابطش با پارتنرش چطوریه و کی چی و فلان و بیسار. با آب و تاب ب ب ب ب.

    از اون موقع اینقده دلم میخواد خرخره اون مردهایی که لغت خاله زنک رو باب کردن بجوم. حقیقتا خیلی از مردها هم توی جمعهای خودشون بعضا رفتارهایی دارن که اسمهای بدتر میشه روش گذاشت. ولی فقط زورشون رسیده و کلمه عمو مردک و چه میدونم چیزای دیگه رو نشده بهشون نسبت بدن!

  5. parstorch می‌گوید:

    مگر در کشور ما آزادی،مردم سالاری و خردگرایی پیاده شده است ؟
    قانون نوشته شده ی ما شاید بتوان گفت از روی گاز معده است تا برخاسته شده از اندیشه
    تا هنگامی که مفاد حقوق بشر در ایران پذیرفته نشده است سحن گفتن از برابری زن ومرد چیزی
    جز یاوه گویی نیست .

    • nasrin می‌گوید:

      شما دارید از کل به جز می‌رسید. برابری زن و مرد بخشی و جزیی از حقوق بشر هست. حرفی که می‌زنید مصداق این هست که قبل از اینکه اجزا رو به دست بیاریم، به کل برسیم.

  6. nasrin می‌گوید:

    خیلی خوب گفتی فقط بگم فمنیست دو آتشه بودن معنیش این نیست که مثل مردها باشی. من خودمو فمنیست دو آتشه می‌دونم ولی عاشق مد و لباس و آرایشم. هویجوری گفتم

  7. sorena87 می‌گوید:

    سلام ، چند وقتی هست برای کامنت گذاشتن نیومدم

    اول میخواستم تشکر کنم که اینقدر خوب توضیح دادی

    دو میخواستم دیدگاه خودم رو بگم
    کلا من با جمع بستن مخالفم، فک میکنم همه کسانی که دیگران رو جمع می بندند درست فکر نمی کنند و فقط از روی کلیشه یاد گرفتند

    مثل همه مردان، همه زنان، همه کارمندان، خب شاید یکی یه جایی یان جرات رو داشته باشه که مثل بقیه نباشه!

    از نظر من فمنیست ها گروه های احمقانه هستند ، مثل باقی گروه های افراطی، و فک می کنم زنان ما حق دارند اعتراض کنند در ایران واقعا بهشان ظلم میشود و خودم در رابطه خانواده ام حاضرم هر کاری بکنم تا قدری از این اثار ظلم در انها کم شود

    این ظلم ارتباط مستقیمی با دین دارد، هر چه مقید تر سخت تر و بدون منطق تر

    و نکته دیگه اینکه من به عنوان یه مرد چیز زیادی از فوتبال نمی دونم ، تو گیم خوبم ولی اصلا علاقه ای به فوتبال ندارم و این رو هم دلیل برتری نمیدونم ، حتی جام چهانی

    باید آدم نظر و افکار خودش رو آپدیت کنم ، من به هر چی که علم بگه معتقدم، اگر فردا بیان محققان بگن یا تست 500 زن و مرد فهمیدن که زن ها مدیران بهتری هستن ، من قبول می کنم

    در کل زن و مرد با هم برابرند ،از چه لحاظ؟ هر دو انساند هر دو رفاه و آسایش و محبت رو دوست دارند

    منتها به علت مغایرت فیزیکی بدنشون، در برخی مسائل از آن یکی بهترن ، که اینم دست ما نیست ژنتیک هست که مشخص میکنه

    زن ها بسیار با عاطفه هستند و پر احساس ، مردها بیشتر منطقی هستند و آینده نگر، خانم ظرافت بیشتری دارند و وجدان کاری و احترام به قانون بیشتری

    مردها قانون ها رو میشکنن و همین ریسک اونها باعث میشه به چیزی های جدیدی دست پیدا کنند

    در کل همه چیز در این دنیا نسبی هست

    با سپاس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: