بايگانی‌ وب‌نوشت

پدرها و مادرها و نگاتیوها و عکس ها و آلبوم ها

برادرم، بچه ی اولش که دنیا آمد در سه ماه اول زندگی نوزادش، نزدیک پنج هزار عکس از بچه گرفت. دوربین و لنز حرفه ای اش را راه می انداخت، و از هر غلت و عق ِ شیر و شیون بچه

برچسب‌خورده با: , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

دور از اجتماع نژادپرست

یک ماه قبل از باز شدنش روی شیشه هایش تبلیغ بود که به زودی در این مکان داروخانه ی شیما* با ارائه ی خدمات دارویی و  آبمیوه گیری آغاز به کار میکند. ما هم هر روز رد میشدیم و با

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

ممل آقا

جوراب های ممل آقا نازک طور بود. یعنی مثل جوراب خانومها که نازک است و پنجه و انگشت پایشان با یک سایه ی تیره دیده میشود، جورابهایش نازک بود. جوراب نازک مردانه انگار مد دهه ی هزار و نهصد و شصت میلادی

برچسب‌خورده با: , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

منو با خودت ببر

لب مرز پیاده مون کردن برای انگشت نگاری. مامور مرز آمریکا که با پاسپورتها و انگشت نگاری ور میرفت، با ما و به خصوص با رفیقم میلاسید و از اطلاعاتش راجع به ایران لاف میزد. زر زر میکرد و من

برچسب‌خورده با: , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

تفصیلی در باب دستاورد

خیلی به این فکر میکنم که اگر تحت جو از ایران نرفته بودم و در آن شرکت سر تخت طاووس به آن کار حمالی با ساعتی سه و پانصد ادامه میدادم و از دانشگاه تهران انصراف نمیدادم و میماندم تا

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

در لوس آنجلس

شرکت فعلی برای چهار هفته ی آینده مرا با کار بمباران میکند تا از آخرین فرصتها برای بیگاری کشیدن هم استفاده کرده باشند. توافق کردم که به جای دو هفته پنج هفته بمانم و یک پروژه در لوس آنجلس انجام

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

ثبت ایشان

دیروز سی و یک سالم تمام شد. یادمه تولد سی سالگی به شدت دپرس بودم. حتی بغض کرده بودم و آماده بودم که الم شنگه راه بندازم. به این مناسبت که پیر شده ام. به این دلیل که نمیشود آنچه

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized