بايگانی‌ وب‌نوشت

آفت صمیمیت

رئیس های سابقم جمعشان جمع بود. زنهایشان نشسته بودند دور میز و از یک سینی غذا میرفتند سر یک بشقاپ دیگر. زن یکی شان برای یک مهمانی دور همی یک مشت کانادایی که با دمپایی میروند تولد، زیادی به خودش

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

ممل آقا

جوراب های ممل آقا نازک طور بود. یعنی مثل جوراب خانومها که نازک است و پنجه و انگشت پایشان با یک سایه ی تیره دیده میشود، جورابهایش نازک بود. جوراب نازک مردانه انگار مد دهه ی هزار و نهصد و شصت میلادی

برچسب‌خورده با: , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

زخمهای نامرئی

میگویند درد خواستن کسی که تو را نمیخواهد (یا جور نمیشود) مثل درد فیزیکی میماند. آنجایی از مغز را میگیرد میفشارد که یک زخم واقعی با خون واقعی میفشارد. این را «x» تعریف میکرد. انگار در شکمش لگد زده اند به

برچسب‌خورده با: , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

عروسی ِ ایشان

قرار است از دریچه ی چهل دوربینی که مشغول عکاسی و فیلمبرداری بود وقایع اتفاقیه عروسی مان ثبت شده باشد. اما علی ای حال وقایع پشت صحنه ای هست که فراموش خواهم کرد، چون دوربینی نبود که ثبتش کند و

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

تازه وارد

تازه وارد جدید شرکت که قرار است با من کار کند کفری ام میکند. دائما نگران و مضطرب است. میز کنار من را رزرو میکند و میاید مینشیند ور دستم. انگار که در مانیتور من دارند فیلم فرارسیدن آخرالزمان را

برچسب‌خورده با: , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

ملال عصرهای خانه داری

در یک حباب زندگی میکنم که به سطح آمده. مسائلم به غایت سحطی شده اند. به خودم می آیم و متوجه میشوم موضوع صحبتم با تمام آدمهای دور و برم حول انتخاب عکاس عروسی و لباس عروس و کت شلوار

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

چرا من چیزی-بکش نشدم

قصه را از آخر برایتان بگویم. من چیزی-بکش نشدم. نه لب به سیگار میزنم، نه علف درمانی شب به شبی دارم، قیلون را هم که آنقدر دوست دارم یکی دو ساله طرفش نرفتم. بقیه مواد مخدر و روان گردان را

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized