بايگانی‌ وب‌نوشت

رویای آخر

خونه مون را گذاشتیم برای فروش. آنقدر در حرارت قضیه فرو رفته بودیم که اصلا برنگشتیم نگاه کنیم که داریم رویای ترین جایی که در آن زندگی کردیم را میفروشیم. خانه ی خاصی بود. وسط کلی برج بلند و آپارتمانهای

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

زخمهای نامرئی

میگویند درد خواستن کسی که تو را نمیخواهد (یا جور نمیشود) مثل درد فیزیکی میماند. آنجایی از مغز را میگیرد میفشارد که یک زخم واقعی با خون واقعی میفشارد. این را «x» تعریف میکرد. انگار در شکمش لگد زده اند به

برچسب‌خورده با: , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

ثبت ایشان

دیروز سی و یک سالم تمام شد. یادمه تولد سی سالگی به شدت دپرس بودم. حتی بغض کرده بودم و آماده بودم که الم شنگه راه بندازم. به این مناسبت که پیر شده ام. به این دلیل که نمیشود آنچه

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

عروسی ِ ایشان

قرار است از دریچه ی چهل دوربینی که مشغول عکاسی و فیلمبرداری بود وقایع اتفاقیه عروسی مان ثبت شده باشد. اما علی ای حال وقایع پشت صحنه ای هست که فراموش خواهم کرد، چون دوربینی نبود که ثبتش کند و

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

در انتظار پدر

نمیتوانم یک مسائلی را توضیح بدهم. نمیشود داستانی که بابا و همه مان را با او له کرد را هیچطوری گفت. نمیشود آنچه گذشت را شرح بدهم اینجا و زیر این عنوانی که دوست و آشنا و دور و نزدیک میدانند من

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

عاقبت های زندگی

یک بار تو پرواز برگشتش از ایران یک مادر و بچه میان میشینن کنارش. کلیشه ی این صحنه، پنج ساعت ونگ و ضجه ی یکریز طفل و سرخ و سفید شدن مادر است. مادر بچه تا میرسد به مسافران صندلی جلو

برچسب‌خورده با: , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized

اونایی که اون عقبن حال میکنن؟*

هواپیماهایی که از روی آب بلند میشوند هیجان انگیزند. سر و صدای موتورشان نمیگذارد بتوانی فراموش کنی که در یک قوطی فلزی خیلی کوچک بالدار از روی اقیانوس بلند شده ای در هوا. به محض اینکه از زمین فاصله ی

برچسب‌خورده با: , , , , , , , , , , , , , , , ,
نوشته شده در Uncategorized